حاشیه سود خالص و ناخالص


چگونه می توان حاشیه سود را برای کسب و کار تعیین کرد

برای رشد شغل خود ، باید عملکرد را اندازه گیری کنید. با محاسبه حاشیه سود ، یکی از شاخص های مهم موفقیت تعیین می شود.

حاشیه سود چیست؟

حاشیه سود معیاری است که می توانید از آن استفاده کنید تا ببینید چقدر کسب و کار شما درآمد دارد. این میزان، استفاده شما از درآمد را برای پرداخت هزینه های خروجی اندازه گیری می کند. به عبارت دیگر ، حاشیه سود مشخص می کند چند درصد از درآمد را کسب و کار نگه می دارد. حاشیه را محاسبه کنید تا سودآوری در یک دوره زمانی خاص را مشخص کنید.

می توانید از حاشیه سود برای ردیابی سلامت شغلی خود و تصمیم گیری های بهتر در مورد کسب و کار استفاده کنید. حاشیه سود همچنین می تواند برای سرمایه گذاران در مقایسه شرکت های با درآمد مشابه اطلاعاتی را ارائه دهد.

بعضی اوقات ، حاشیه سود با سود خالص اشتباه گرفته حاشیه سود خالص و ناخالص می شود ، اما بین سود و حاشیه سود تفاوت وجود دارد. برای یافتن سود خود ، کلیه هزینه های حاصل را از درآمد کم کنید. سود مبلغی را نشان می دهد که در کسب و کار پس از کسرهزینه ها حفظ می شود ، نه درصدآن.

حاشیه سود ناخالص و خالص

دو روش برای بررسی حاشیه سود وجود دارد: ناخالص و خالص. هر نوع حاشیه سودآوری متفاوتی را نشان می دهد.

از حاشیه های ناخالص استفاده کنید تا به سودآوری یک محصول یا خدمات واحد توجه کنید. می توانید میزان درآمد هر کالایی را مشاهده کنید. از این طریق می دانید که کدام آیتم ها بیشترین و کمترین سود را دارند.

حاشیه سود ناخالص به شما کمک نمی کند تا سود کل کسب و کار خود را اندازه بگیرید. برای دانستن اینکه شرکت شما چقدر سودآور است ، باید به حاشیه سود خالص نگاه کنید. سود خالص سود کل شما را با هزینه ها مقایسه می کند. بیشتر اوقات ، حاشیه سود خالص چیزی است که افراد برای تعیین سودآوری در مورد آن صحبت می کنند.

نانوائی شاطر عباس

در آمد 100000000
ارزش کالای فروخته شده 38000000
سود ناخالص 62000000

بیمه 8000000
دستمزد 22000000
اجاره 6000000
آب و برق و گاز 1000000
هزینه کل 37000000
درآمد خالص 25000000

نحوه محاسبه حاشیه سود

فرمول حاشیه سود ساده است و به شما کمک می کند تا امور مالی خود را در مسیردرست نگه دارید.

برای محاسبه حاشیه سود سه مرحله وجود دارد:

درآمد خالص را تعیین کنید (کل هزینه ها را از درآمد را کم کنید).

درآمد خالص را بر درآمد تقسیم کنید.

نتیجه را در 100 ضرب کنید تا به درصد برسید.

به عنوان مثال حاشیه سود

برای درک بهتر از حاشیه سود ، اجازه دهید روند را طی کنیم. مراحل فوق را در حالی که می دانید چگونه می توانید حاشیه سود را تعیین کنید ، در ذهن داشته باشید.

نانوایی شاطرعباس به دنبال سرمایه برای گسترش کسب و کار است. سرمایه گذاران بالقوه می خواهند بدانند که آیا کسب و کار در سودآور است یا خیر. آنها همچنین می خواهند بدانند كه کسب و کار به چه میزان از پول دریافتی خود استفاده می كند. برای تعیین سودآوری آن از اطلاعات درآمد نانوایی استفاده کنید.

مرحله 1: درآمد خالص را تعیین کنید.

با کم کردن کل هزینه ها ازدرآمد ، درآمد خالص را بیابید. اگر کل هزینه ها 75000000 باشد (هزینه کالاهای فروخته شده و هزینه های عملیاتی) و درآمد 100000000 است ، درآمد خالص 25000000 است.

100000000 درآمد – 75،000000 هزینه = 25،000000 درآمد خالص

مرحله 2: درآمد خالص را بر درآمد تقسیم کنید.

با استفاده از درآمد خالص بدست آمده در مرحله 1 ، درآمد خالص تقسیم بر درآمد را محاسبه کنید. به عبارت دیگر ، 25،000000 را 100000000 تقسیم کنید تا 0.25 به دست بیاید.

25000 درآمد خالص / 100،000 درآمد = 0.حاشیه سود خالص و ناخالص حاشیه سود خالص و ناخالص 25

مرحله 3: نتیجه را در 100 ضرب کنید.

برای اینکه نتیجه را درصدی بگیرید ، 100 برابر کنید.

حاشیه سود 25٪ است. نانوایی شاطر عباس پس از پوشش مخارج ، 25٪ از درآمد خود را نگه می دارد.

حاشیه های استاندارد چیست؟

به عنوان یک صاحب مشاغل کوچک ، می دانید که هیچ دو شرکتی یکسان نیستند. دانستن حاشیه سود متوسط ​​برای مشاغل کوچک می تواند دشوار باشد.

میانگین حاشیه سود خالص به عوامل مختلفی بستگی دارد. نوع شغلی را که اداره می کنید ، تعداد کارمندانی که دارید و موقعیت مکانی کسب و کار را باید در نظر بگیرید. عوامل دخیل ، استفاده از دارایی های تجاری و مدیریت موجودی نیز بر حاشیه سود تأثیر می گذارد.

شما نمی توانید حاشیه سود خود را با شرکت های فعال در صنایع دیگر مقایسه کنید. هر صنعت میانگین خود را دارد. موارد زیر صنایع مشترک و میانگین سود آنهاست:

خرده فروشی: 7٪ تا 12٪

ارتباطات از راه دور: 10٪ تا 15٪

ساخت تجهیزات: 6٪ تا 10٪

فروشگاه های لوازم الکترونیکی: 5٪ تا 8٪

خود را با مشاغل کوچک مقایسه کنید ، نه همه مشاغل موجود در صنعت. بیشتر مشاغل کوچک فروش سالانه ای کمتر از 2 میلیارد و کمتر از 20 نفر کارمند دارند.

نحوه بهبود حاشیه سود

برای حاشیه سود بالاتر ، ممکن است نیاز به تغییراتی داشته باشید. برای بهبود حاشیه سود باید هزینه ها را کاهش داده و فروش را افزایش دهید.

برای کاهش هزینه های خود:

پیشنهادهایی را که نمی فروشند قطع کنید. این موارد فضایی را به خود اختصاص می دهد و به پول تبدیل نمی شود.

برای دیدن اینکه آیا شما می توانید معامله بهتری از یک فروشنده متفاوت بدست آورید فروشندگان را تغییر دهید.

ضایعات را کاهش دهید. موارد غیر ضروری را خریداری نکنید و با جستجوی راه حل های جایگزین برای فرآیندهای فعلی مانند ایجاد یک دفتر بدون کاغذ ، هزینه های تجاری را کاهش دهید.

برای افزایش فروش خود:

موجودی قدیمی را تخفیف دهید. با فروش ارزانتر از موجودی قدیمی حاشیه سود خالص و ناخالص خلاص شوید.

قیمت های خود را افزایش دهید. اگر از روز اول از همان استراتژی قیمت گذاری استفاده کرده اید ، ممکن است زمان آن باشد که قیمت ها را مطابق با تجربه خود افزایش دهید.

حفظ مشتری را بهبود بخشید. خرید می تواند پرهزینه باشد. برای حفظ مشتریان فعلی ، با رسانه های اجتماعی درگیر شوید و از استراتژی های متقابل فروش استفاده کنید.

حاشیه سود می تواند به شما در دیدن نتایج تصمیمات تجاری خود کمک کند. از این متر برای اندازه گیری پیشرفت و سلامتی شرکت خود استفاده کنید.

سود خالص تسلا رکورد زد

به گزارش فابا نیوز، به نقل از CNBC، با وجود اینکه بهبود وضعیت کرونا و کاهش محدودیت‌ها تاثیر منفی‌ بر بازار خودروهای الکتریکی نگذاشته و شاید به نفع‌شان هم عمل کرده، اما بازار شبکه‌های اینترنتی به شدت ضربه خورده‌اند.

گزارش مالی تسلا تصویر مثبتی از این شرکت به تصویر کشیده است. این شرکت با ۱۶.۸۶ میلیارد دلار درآمد، نسبت به همین دوره در سال گذشته ۸۷ درصد رشد کرده است. طبق اعلام تسلا به سهامداران، یکی از دلایل افزایش درآمد این شرکت افزایش خودروهای تحویل‌شده و میانگین قیمت محصولات است.

به گزارش این شرکت، تعداد خودروهای تحویل‌شده در اولین سه‌ماه به ۳۱۰ هزار و ۴۸ مورد رسیده که از این بین مدل ۳ و مدل Y با ۹۵ درصد یا ۲۹۵ هزار و ۳۲۴ خودرو، بیشترین سهم را در سه‌ماهه منتهی به ۳۱ مارس ۲۰۲۲ داشته‌اند.

با این حال رشد درآمدی تسلا بدون مشکل نیست و طبق اعلام یکسری از مدیران این شرکت، تعطیلات کرونایی حدود یک ماه «ظرفیت تولید» این شرکت در کارخانه شانگهای را از بین برد.

زکری کایرخورن، مدیر ارشد مالی تسلا، می‌گوید: تولید به شکل محدود ادامه دارد و ما در تلاشیم تا هرچه زودتر به تولید کامل برسیم. اما از نظر ایلان ماسک، تسلا با این همه می‌تواند تولید یک و نیم میلیون خودرو در سال جاری را اجرایی کند.
حوزه دیگری که تسلا دائم در آن به مشکل می‌خورد بحث خودروهای کاملاً خودران است. به گفته ماسک، پیشرفت در این حوزه بیشتر از آنچه انتظار می‌رفت زمان می‌برد.

او می‌گوید: رانندگی کاملاُ خودران بیشتر از هر تکنولوژی دیگری که در بحث توسعه آن شرکت داشتم با موفقیت‌های پوشالی همراه بوده که انگار به جلو می‌رویم اما این‌طور نیست.

درخشش شرکت‌های فلزی و ترمز فصلی پتروشیمی‌ها

درخشش شرکت‌های فلزی و ترمز فصلی پتروشیمی‌ها

طی دو روز گذشته و در واپسین فرصت‌ شرکت‌ها برای انتشار صورت‌های مالی میاندوره‌ای، شاهد سیل عظیمی از گزارش‌ها بودیم که همچنان نیز ادامه دارد. برخی از این گزارش‌ها فراتر از انتظار بودند و برخی نیز نتوانستند انتظارات سهامداران خود را برآورده کنند. عملکرد صنعت فلزات اساسی و پتروشیمی‌ از چندین جنبه اهمیت بیشتری در این بین دارد و گزارش آن‌ها می‌تواند تاثیر به‌سزایی در وضعیت کلی بورس داشته باشد. شرکت‌های این صنایع جزو بزرگترین شرکت‌ها هستند و بعد از نفت خام بیشترین ارزآوری را به داخل چرخه اقتصادی کشور دارند.

بورسان:‌ البته بسیاری از شرکت‌ها همچنان با رسیدن به انتهای فرصت ارسال گزارش‌ها، هنوز صورت‌های مالی خود را منتشر نکرده‌اند و در این مقاله صرفا به بررسی وضعیت شرکت‌هایی می‌پردازیم که صورت‌های مالی آن‌ها در سامانه کدال بارگزاری شده است.

پرواز تابستانی سود شرکت‌های فلزی

شرکت‌های فلزی در حالی پا به فصل تابستان گذاشتند که بهار را با عملکردی بسیار عالی پشت سر گذاشته بودند اما در فصل تابستان با توجه به کمبود برق در کشور، با محدودیت انرژی مواجه شدند و در سه ماه منتهی به پاییز، کاهش تولید و فروش در آن‌ها کاملا به چشم می‌خورد.

همین اتفاق باعث شد که بسیاری از تحلیلگران منتظر گزارش ضعیف‌تری از این شرکت‌ها نسبت به فصل بهار باشند اما با عملکردی بسیار خوب، تمام نگاه‌ها را به خود جلب کردند.

فملی: شرکت صنایع ملی مس جزو اولین‌ شرکت‌های صنعت فلزات اساسی بود که صورت‌های مالی 6 ماهه خود را روانه کدال کرد و افزایش سودآوری آن نشان از ارزندگی کامل این سهم می‌داد.

فملی در 6 ماهه موفق به ثبت درآمد عملیاتی نزدیک به 35 هزار میلیارد تومانی شده است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد 116 درصدی را نشان می‌دهد و این درحالی‌ست که هزینه‌های عملیاتی آن تنها 70 درصد افزایش داشته‌اند.

شرکت در تابستان موفق به ساخت سود خالص 15 هزار و 362 میلیارد تومانی (76.8 تومان به ازای هر سهم) شده که نسبت به فصل بهار 61 درصد رشد دارد. سود خالص شرکت در فصل بهار 9 هزار و 476 میلیارد تومان (47.7 تومان به ازای هر سهم) بود که سود 6 ماهه نخست امسال شرکت را به 124.5 تومان به ازای هر سهم می‌رساند که نسبت به مدت مشابه 156 درصد افزایش داشته است.

حاشیه سود ناخالص تابستان فملی اما کمی نسبت به بهار کاهشی بوده و از 76 درصد به 70 درصد رسیده است.

فولاد: فولاد مبارکه اصفهان نیز پس از گزارش خوب فملی، دوباره قدرت صنعت فلزات اساسی را به رخ کشید. این شرکت نیز در 6 ماهه ابتدایی امسال موفق شده است که با رشدی 142 درصدی، درآمدهای عملیاتی خود را به بیش از 66 هزار میلیارد تومان برساند درحالی که هزینه‌های عملیاتی آن تنها 73 درصد افزایش داشته است.

فولاد در فصل تابستان سود خالص 21 هزار و 606 میلیارد تومانی (73.7 تومان به ازای هر سهم) را به ثبت رسانده است که نسبت به سود خالص 13 هزار و 860 میلیارد تومانی (47.3 تومان به ازای هر سهم) فصل بهار، 56 درصد رشد را نشان می‌دهد. سود 6 ماهه فولاد به ازای هر سهم به 121 تومان رسیده که نسبت به مدت مشابه سال 99 افزایش 232 رشد داشته است.

فولاد در رابطه با حاشیه سود ناخالص نیز بسیار عالی عمل کرده و این پارامتر شرکت از 51 درصد در بهار به 70 درصد در تابستان رسیده است.

ذوب: ذوب آهن اصفهان با اینکه گزارش بدی منتشر نکرده اما نسبت به فصل بهار خود کمی عقب‌نشینی کرده است. ذوب در نیمه سال مالی خود توانسته است بیش از 16 هزار میلیارد تومان درآمد عملیاتی داشته باشد که نسبت به مدت مشابه 112 درصد رشد دارد. هزینه‌های عملیاتی این شرکت نیز با افزایش 94 درصدی همراه شده که به مراتب کمتر از رشد درآمدهای عملیاتی است.

شرکت در فصل تابستان سود خالص 943 میلیارد تومانی (15.3 تومان به ازای هر سهم) را به ثبت رسانده است که نسبت به سود خالص هزار و 93 میلیارد تومانی (17.8 تومان به ازای هر سهم) فصل بهار، 14 درصد کاهش را نشان می‌دهد. سود 6 ماهه ذوب به ازای هر سهم به 33.1 تومان به ازای هر سهم رسیده که نسبت به مدت مشابه سال 99 افزایش 268 درصدی داشته است.

حاشیه سود ناخالص شرکت نیز روندی کاهشی به خود گرفته و از 28.8 درصد در فصل بهار به 20.6 در فصل تابستان رسیده است.

دودسته‌گی در گزارش پتروشیمی‌ها

عملکرد شرکت‌های پتروشیمی اما به خوبی شرکت‌های فلزی نبوده و در برخی گزارش‌ها شاهد عملکردی ضعیف‌تر از انتظار نیز هستیم. البته به نظر می‌رسد که با شروع بحران جهانی انرژی از ابتدای مهرماه و چشم‌انداز ادامه‌دار بودن آن، برخی از شرکت‌های پتروشیمی به خصوص شرکت‌های اوره‌ساز، در فصل پاییز با افزایش فروش و سودآوری مواجه شوند. هنوز تعداد کمی از این شرکت‌ها صورت‌های مالی خود را منتشر کرده‌اند اما در همین تعداد اندک، دودستگی زیادی دیده می‌شود.

زاگرس: پتروشیمی زاگرس جزو شرکت‌هایی است که متانول تولید می‌کند و عمده فروش آن نیز به صورت صادراتی انجام می‌شود بنابراین انتظار می‌رفت که با رشد قیمت متانول بتواند عملکرد بهتری نسبت به بهار داشته باشد اما اینگونه نبود.

زاگرس در 6 ماهه ابتدایی سال درآمد عملیاتی 10 حاشیه سود خالص و ناخالص هزار و 885 میلیارد تومانی را به ثبت رسانده که نسبت به 6 ماهه ابتدایی سال 99 رشد 136 درصدی را نشان می‌دهد. هزینه‌های عملیاتی شرکت اما افزایش به نسبت بیشتری را داشته و 153 درصد بیشتر از مدت مشابه شده است. همین عامل باعث شده که شرکت نتواند به سودآوری قابل انتظار دست یابد و حاشیه سود ناخالص آن در نیمه اول سال 1400 نسبت به نیمه ابتدایی سال قبل 3 درصد کاهش یابد.

شرکت در فصل تابستان 2 هزار و 65 میلیارد تومان (860.6 تومان به ازای هر سهم) سود خالص ساخته که نسبت به فصل بهاری که 2 هزار و 356 میلیارد تومان (981.7 تومان به ازای هر سهم) سود خالص شناسایی کرده بود، 12 درصد کاهش داشته است.

حاشیه سود ناخالص فصلی این شرکت نیز دستخوش تغییر شده و از 61.8 درصد در فصل بهار به 48.7 درصد در فصل تابستان نزول کرده است.

آریا: شرکت آریا ساسول جزو اولین‌ شرکت‌های صنعت پتروشیمی بود که صورت‌های مالی 6 ماهه خود را روانه کدال کرد و افزایش سودآوری خوبی را از خود به نمایش گذاشت.

آریا در 6 ماهه موفق به ثبت درآمد عملیاتی نزدیک به 11هزار و 450 میلیارد تومانی شده است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته رشد 88 درصدی را نشان می‌دهد حاشیه سود خالص و ناخالص و این درحالیست که هزینه‌های عملیاتی آن نیز 84 درصد افزایش داشته‌اند.

شرکت در تابستان موفق به ساخت سود خالص 4هزار و 156 میلیارد تومانی (453.2 تومان به ازای هر سهم) شده است که نسبت به فصل بهار 77 درصد رشد دارد. سود خالص شرکت در فصل بهار 2هزار و 348 میلیارد تومان (256 تومان به ازای هر سهم) بود که سود 6 ماهه نخست امسال شرکت را به 709.4 تومان به ازای هر سهم می‌رساند که نسبت به مدت مشابه 62 درصد افزایش داشته است.

حاشیه سود ناخالص شرکت نیز در فصل تابستان یک درصد افزایش داشته و به 51.3 درصد رسیده است.

مارون: پتروشیمی مارون نیز از آن دسته شرکت‌های پتروشیمی بود که نسبت به فصل قبل خود، کاهش سودآوری نسبتا زیادی را تجربه می‌کند.

مارون در نیمه سال مالی خود توانسته است بیش از 14هزار و 600 میلیارد تومان درآمد عملیاتی داشته باشد که نسبت به مدت مشابه 110 درصد رشد دارد. هزینه‌های عملیاتی این شرکت اما با افزایش 196 درصدی همراه شده که به مراتب بیشتر از رشد درآمدهای عملیاتی است.

شرکت در فصل تابستان سود خالص هزارو 754 میلیارد تومانی (219.3 تومان به ازای هر سهم) را به ثبت رسانده است که نسبت به سود خالص 3هزار و 807 میلیارد تومانی (475.8 تومان به ازای هر سهم) فصل بهار، 54 درصد کاهش را نشان می‌دهد. سود 6 ماهه مارون به ازای هر سهم به 695.1 تومان به ازای هر سهم رسیده که نسبت به مدت مشابه سال 99 افزایش 56 درصدی داشته است.

حاشیه سود ناخالص شرکت نیز روند شدید کاهشی به خود گرفته و از 48.8 درصد در فصل بهار به 18.9 در فصل تابستان رسیده است.

همانطور که در ابتدای گزارش نیز اشاره شد، بسیاری از شرکت‌ها همچنان صورت‌های مالی خود را منتشر نکرده‌اند، اما چیزی که تا به این جای کار به چشم می‌آید، گزارشاتی است که بسیاری زا آن‌ها برخلاف انتظارات بوده‌اند و در هفته پیش رو قطعا می‌توان تاثیر آن‌ها را در روند معاملاتی سهام مشاهده کرد.

حاشیه سود رستوران

در واقع حاشیه سود رستوران امری تعین کننده در میزان موفقیت شما در این حرفه است. هیچ کسب و کاری را نمی توان متصور شد که بتواند بدون داشتن کسب سود کافی پا برجا بماند. افرادی که می خواهند در زمینه رستوران داری کسب و کاری را شروع کنند یا چندین سال است که در این حرفه مشغول هستند بایستی با نحوه محاسبه و تقویت حاشیه سود آشنایی کافی داشته باشند. پس با پانی که مسئول پخش کباب ترکی در سراسر کشور می باشد، همراه باشید.

انواع سود

قبل از پرداختن به نحوه محاسبه و تقویت حاشیه سود رستوران با چند مولفه اساسی و بسیار مهم در زمینه حسابداری رستوران آشنا می شویم:

سود ناخالص

شاخص مربوطه در واقع به میزان کارایی تولید شما اشاره دارد که شامل مواردی مانند هدف گذاری و تعیین قیمت فروش می شود و با کم کردن هزینه کالاهای فروخته شده نسبت به کل فروش حاصل می گردد.

محاسبه سود رستوران

حاشیه سود ناخالص

شاخص حاشیه سود ناخالص به شما می گوید که میزان درآمد رستوران تان از هزینه های مستقیم عملیاتی اش چه مقدار است و محاسبه آن به این ترتیب است که سود ناخالص را در درآمد تقسیم کرده و آن را در عدد 100 ضرب می کنند. با استفاده از این شاخص می توانید درصد درآمد رستوران را بعد از اینکه هزینه کالاهای فروخته شده را کسر کردید بدست آورید. در بهترین حالت حاشیه سود ناخالص یک رستوران 60 درصد می باشد.

سود عملیاتی

برای بدست آوردن این شاخص هزینه های مربوط به نیروی کار، اجاره و دیگر هزینه ها از کل سود ناخالص کسر می شود. بر اساس یک قاعده کلی هزینه مربوط به نیروی کار نباید بیشتر از 35% سود ناخالص باشد و هزینه اجاره هم با در نظر گرفتن کیفیت ساختمان و محل رستوران بین 5 الی 10 درصد % در نظر گرفته شود.

سود خالص

سود خالص در واقع همان شاخص نهایی و اصلی برای ارزیابی میزان موفقیت مالی کسب و کار شما می باشد. سود خالص از طریق کسر مالیات و هزینه های دیگر از سود عملیاتی بدست می آید و نشان دهنده این است که آیا کسب و کار شما سوددهی داشته یا متضرر شده است؟ در واقع تعریف و محاسبه سه شاخصه قبلی نیز به منظور دستیابی به این شاخص نهایی انجام می گیرد.

نحوه محاسبه حاشیه سود رستوران

رستوران ها غالبا دارای حاشیه سود متفاوتی هستند حاشیه سود برای یک رستوران مناسب و در حد قابل قبول بایستی بالای 20 % باشد. برای محاسبه این سود ها ابتدا مواردی را که بیشترین هزینه ها را در رستوران شامل می شوند مشخص می کنند. این هزینه ها عبارتند از:

قبل از اقدام به محاسبه میزان حاشیه سود ناخالص بایستی تمام هزینه های فوق را محاسبه نمایید. در محاسبه حاشیه سود خالص برای یک رستوران در طی یک دوره میزان درآمد خالص را تقسیم به میزان فروش می کنند.

حاشیه سود خالص= درآمد خالص/فروش ناخالص*100

درآمد خالص=درآمد ناخالص-هزینه های اجرایی

درآمد ناخالص شامل درآمد بدست آمده از فروش غذا، نوشیدنی و کالاهای اضافی دیگر می شود که این درآمد را در عملیات حرفه ای معمولی نمی توان بدست آورد. به عنوان مثال موردی مانند سود بدست آمده از فروش وسایل یا تجهیزات قدیمی آشپزخانه را نمی توان به لیست درآمد ناخالص رستوران اضافه کرد. هزینه های اجرایی نیز شامل هزینه هایی می شود که صرف راه اندازی رستوران می شود. مانند اجاره، دستمزد، تجهیزات و استهلاک آنها، قیمت هر کدام از اشیا، ابزارآلات، بهره، مالیات، تعمیرات و پشتیبانی.

حاشیه سود رستوران شما می تواند به شدت از یک رویداد یا تغییر غیر منتظره تاثیر بپذیرد. به عنوان مثال افزایش اجاره بهای رستوران یا تغییر در قیمت مواد غذایی خام می تواند تاثیر زیادی در میزان حاشیه سود رستوران شما ایجاد نماید. تنها روش ایمنی که می تواند منجر به افزایش حاشیه سود شما شود افزایش فروش به شرط عدم افزایش هزینه هاست.

سود رستوران

اولین گام برای میل به این هدف این است که تمامی هزینه های رستوران را لیست کرده و سپس به دنبال راهکاری کارآمد برای کاهش هزینه ها و بدنبال آن افزایش درامد رستوران باشید.

حاشیه سود رستوران چقدر باید باشد؟

تعیین میزان حاشیه سود برای رستوران بستگی به چند عامل تعیین کننده دارد یکی موقعیت قرار گیری رستوران شماست اینکه رستوران شما در چه جایی قرار گرفته است و دوم اینکه چه غذاهایی در آن به فروش می رسند. حاشیه سود صنعت رستوران داری از سال 2008 به بعد به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافت به طوری که طبق برآوردی که در سال 2017 بدست آمد رستوان های ایده آل و خیلی موفق توانستند به حاشیه سود حدود 6% برسند. همچنین شما می توانید برای بررسی مقالات بیشتر درباره رستوران و مدیریت رستوران به سایت پانی مراجعه نمائید.

استراتژی های افزایش دهنده حاشیه سود رستوران

1_ غالبا در صنعت رستوران داری بیشترین میزان حاشیه سود برای رستوران های ایتالیایی که در آنها نوشیدنی الکلی سرو حاشیه سود خالص و ناخالص حاشیه سود خالص و ناخالص می شود می باشد. اغلب غذاهای ایتالیایی کم هزینه هستند، بنابراین شما با جای دادن یک بشقاب غذای ایتالیایی مانند پاستا در منوی رستوران خود می توانید گامی موثر در جهت تقویت حاشیه سود رستوران خود بردارید.

حاشیه سود

2_ تا جای ممکن سعی کنید هزینه مواد غذایی را کاهش دهید؛ بخش اعظم بودجه رستوران صرف تامین مواد غذایی می شود، پس کاهش هزینه مواد غذایی یک راهکار موثر برای افزایش میزان این سود است. کاهش ضایعات هزینه های غذایی و پرهیز از دور ریختن مواد غذایی مفید از جمله راهکارهای کاهش هزینه های مواد غذایی می باشند.

3_ افزایش فروش رستوران موثرترین راهکار افزایش درامد رستوران است و حاشیه سود خالص و ناخالص این نحوه برخورد و تعامل شما با مشتریان است که می تواند در افزایش میزان فروش شما تعیین کننده باشد.

4_ جدول کاری مشخصی را برای کارکنان خود در نظر بگیرید؛ بالطبع استخدام هر کارمندی مستلزم صرف هزینه زیادی است، بنابراین بهتر است با تنظیم یک جدول کاری، برای اجرایی کردن آن از تعداد کارمندان کافی استفاده نمایید. در مواقعی که مشتریان کمتری دارید به ازای آن از نیروی کاری کمتری استفاده کنید. می توانید برخی کارکنان مانند گارسون ها را به خانه بفرستید و اینگونه میزان هزینه ها را کاهش دهید.

حاشیه سود رستوران

موفقیت و رسیدن به حاشیه سود بالا در هر کسب و کاری نیازمند کار و تلاش است ولی استفاده از چندین استراتژی متفاوت که بتواند شما را به بازخورد بهتری در کسب و کارتان برساند نیز می تواند در کنار تلاش و کار سخت نتیجه بخش باشد.

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

چگونه شرکتها از حاشیه فروش استفاده می کنند؟

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

وقتی شرکتی را اداره می کنید، بدیهی و مهم است که بدانید تجارت شما چقدر سودآور است. بسیاری از رهبران به حاشیه سود نگاه می کنند، مبلغ درآمد حاصل از فروش که از هزینه ها بیشتر می شود، را اندازه گیری می کنند. اما اگر می خواهید درک کنید که چگونه یک محصول خاص به سود شرکت شما کمک می کند، باید به حاشیه فروش نگاه کنید.برای درک بیشتر در مورد چگونگی عملکرد حاشیه فروش، من با جو نایت، نویسنده HBR Tools: ارزیاب کسب و کار و مؤسس و مالک business-literacy.com گفتگو کردم، که می گوید: “این یک ابزار تجزیه و تحلیل مالی مشترک است که توسط مدیران خیلی خوب درک نمی شود. “

حاشیه فروش

حاشیه فروش چیست؟

نایت هشدار می دهد که این اصطلاحی است که از بسیاری جهات قابل تفسیر و استفاده است، اما تعریف استاندارد این است: هنگامی که شما محصولی را تهیه می کنید و یا خدمات ارائه می دهید و هزینه متغیر تحویل آن محصول را کسر می کنید، درآمد باقیمانده حاشیه فروش است. نایت توضیح می دهد که این یک روش متفاوت برای مشاهده سود است. در مورد چگونگی عملکرد صورت های درآمد شرکت فکر کنید: شما برای بدست آوردن حاشیه فروش ناخالص، تفریق هزینه های عملیاتی را برای بدست آوردن سود عملیاتی، با درآمد، تفریق هزینه های فروخته شده (COGS) شروع می کنید و سپس مالیات، بهره و هر چیز دیگری را به دست می آورید تا سود خالص کسب کنید. اما، نایت توضیح می دهد، اگر محاسبه حاشیه فروش یک کالا را متفاوت انجام دهید، با در نظر گرفتن هزینه های متغیر (بیشتر در مورد چگونگی انجام این کار در زیر آمده است)، حاشیه فروش را بدست می آورید. نایت می گوید: “ حاشیه فروش درآمد کل، درآمد پس از هزینه های متغیر برای تأمین هزینه های ثابت و تأمین سود برای شرکت را به شما نشان می دهد.” ممکن است این مورد را به عنوان بخشی از فروش که به جبران هزینه های ثابت کمک می کند، فکر کنید.

حاشیه فروش چیست؟

چگونه حاشیه فروش را محاسبه می کنید؟

این یک محاسبه ساده است:

حاشیه فروش = درآمد – هزینه های متغیر

به عنوان مثال، اگر قیمت محصول شما 20 دلار و هزینه متغیر واحد 4 دلار است، حاشیه فروش واحد 16 دلار است. اولین قدم در انجام محاسبه، گرفتن صورت سود سنتی و لیست بندی کلیه هزینه ها به صورت ثابت یا متغیر است. این به همان اندازه که به نظر می رسد ساده نیست، زیرا همیشه هزینه ها در هر دسته که قرار می گیرند روشن نیستند. به عنوان یک یادآوری، هزینه های ثابت هزینه های تجاری است که مهم نیست، صرف نظر از تعداد محصولات یا خدماتی که شما تولید می کنید؛ به عنوان مثال، اجاره و حقوق اداری. هزینه های متغیر آن هزینه هایی است که با مقدار کالایی که شما تولید می کنید، مانند مواد مستقیم یا کمیسیون فروش متفاوت است. برخی تصور می کنند هزینه های متغیر همان COGS است، اما اینگونه نیستند. (وقتی COGS را از درآمد کم می کنید سود ناخالص دریافت می کنید، که البته برای حاشیه فروش مهم نیست.) در حقیقت، COGS شامل هزینه های متغیر و ثابت است. نایت به مشتری خود اشاره می کند که تجهیزات اتوماسیون را برای ساخت دستگاه های کیسه هوا تولید می کند. برای این مشتری هزینه های کارخانه، هزینه های آب و برق، تجهیزات موجود در تولید و نیروی کار در COGS گنجانده شده است و همه هزینه های ثابت هستند و متغیر نیستند. وی می گوید: “بعضی از بخش های هزینه های عملیاتی، که تصور می کنیم ثابت هستند، در واقع متغیر هستند.” “هزینه های اجرای IT، امور مالی و گروه های حاشیه فروش در حسابداری همه ثابت هستند، اما به عنوان مثال، نیروی فروش ممکن است توسط کمیسیون ها جبران شود، که بعداً متغیر در نظر گرفته می شوند.” نایت می گوید، این محاسبه درست کار عظیمی انجام می دهد، و بسیار مهم است که شما در تقسیم هزینه های ثابت و متغیر با گذشت زمان هماهنگ باشید، نایت می گوید، اما اطلاعاتی که شما با مشاهده سودآوری در سطح محصول به دست می آورید، اغلب ارزش این تلاش را دارد.

چگونه حاشیه فروش را محاسبه کنیم؟

چگونه شرکت ها از آن استفاده می کنند؟

تجزیه و تحلیل حاشیه فروش، به مدیران کمک می کند تا چندین نوع تصمیم را بگیرند، از اضافه کردن یا تفریق یک خط محصول تا چگونگی قیمت گذاری یک محصول یا خدمات گرفته تا نحوه ساخت کمیسیون های فروش. متداول ترین کاربرد این است که محصولات را با یکدیگر مقایسه کرده و تعیین کنیم که کدام یک از آنها را حفظ کرده و از شر کدامیک خلاص شویم. اگر حاشیه فروش یک محصول منفی باشد، شرکت با هر واحدی که تولید می کند پول خود را از دست می دهد و باید محصول را رها کند یا قیمت ها را افزایش دهد. اگر محصول دارای حاشیه فروش مثبت است، احتمالاً ارزش نگه داشتن آن را دارد. طبق گفته نایت، این فرآیند حتی اگر سود محاسبه شده محصول منفی باشد صادق است، زیرا اگر محصول دارای حاشیه فروش مثبت باشد، به هزینه های ثابت و سود کمک می کند. او می گوید: “بعضی از شرکت ها زمان زیادی را صرف می کنند که حاشیه فروش را مشخص کنند.” این امر مستلزم آن است که یک حسابدار مدیریتی وقت خود را به دقت در پرداخت هزینه های ثابت و متغیر اختصاص دهد. برای بنگاه هایی مانند GE، تمرکز زیادی بر روی جستجوی محصولات “از طریق لنز حاشیه فروش ” وجود دارد. این برای این شرکت مهم است زیرا GE “یک شرکت با نظم و انضباط است که در صنایع بسیار رقابتی فعالیت می کند و می خواهد محصولات غیر تولیدی را قطع کند.” بنابراین آنهایی را که حاشیه فروش بالایی ندارند، هرس می کند. این احتمال وجود دارد که یک رهبر بخش در GE مدیریت سبد محصولات 70 به علاوه را حاشیه سود خالص و ناخالص کنترل کند و مجبور است دائماً تخصیص منابع را دوباره محاسبه کند. نایت می گوید:”من به عنوان رئیس تقسیم، اگر محصولاتی را کاهش دهم، می خواهم محصولاتی را کاهش دهم که کمترین حاشیه فروش را داشته باشند تا بتوانم منابع خود را روی رشد مشاغل و افزایش سود متمرکز کنم.” البته GE دارای منابع زیادی برای اختصاص دادن به این تحلیل است. نایت می گوید: اما فقط GE های جهان نیستند که این رقم را در نظر میگیرند، می گوید:”هر شرکتی باید به دنبال حاشیه فروش باشد. این یک دیدگاه مهم در مورد سود است، زیرا شما مجبور می شوید ساختار هزینه کسب و کار خود را بفهمید. ” نقطه سربه سر سطحی از فعالیت است که در آن سطح، درآمدهای موسسه برابر با هزینه های ان می شود.

چگونه شرکتها از حاشیه فروش استفاده می کنند؟

مردم چه خطاهایی را انجام می دهند؟

نایت می گوید:”راه های بسیاری وجود دارد که بتوانید اشتباه کنید”، همه اینها ناشی از این واقعیت است که “هزینه ها به طور مرتب در سطل های ثابت و متغیر قرار نمی گیرند.” او هشدار می دهد که هزینه هایی وجود دارد که “شبه” متغیر هستند. “برای مثال، ممکن است شما یک ماشین اضافی را به فرآیند تولید اضافه کنید تا به طور موقت تولید را افزایش دهد. این امر بین دو دسته قرار می گیرد، زیرا به دلیل تولید بالاتر (و بنابراین متغیر) می تواند یک هزینه اضافی در نظر گرفته شود، یا می توان آن را به عنوان یک هزینه ثابت در نظر گرفت زیرا این یک بار خرید است که با مقدار محصولی که تولید می کنید نوسان ندارد. بعضی اوقات می توان به حقوق خاصی نیز از این طریق نگاه کرد. نایت می گوید: “تحلیلگر مالی تمایز قائل می شود که نیاز به فراخوان قضاوت در مورد طبقه بندی این حقوق ها دارد.” هزینه های تحقیق و توسعه نیز مورد بررسی قرار می گیرد. وی گفت: “بعضی اوقات آنها هزینه های ثابت محسوب می شوند، در حالی که دیگران به عنوان هزینه های مستقیم در ارتباط با محصول نگاه می کنند. حاشیه فروش شما به دلیل طبقه بندی این هزینه ها می تواند به طرز چشمگیری متفاوت باشد. ” اشتباه دیگری که برخی از مدیران مرتکب می شوند این است که فرض کنید شما باید محصولات کمترین میزان حاشیه را کاهش دهید. اما شما نباید به طور انحصاری از حاشیه فروش یا هرگونه سود استفاده کنید. شما باید تخصیص هزینه ثابت را نیز در نظر بگیرید. منبع های سود نقدی یک شرکت را بگیرید، اصطلاحی که توسط گروه مشاوره بوستون ابداع شده است تا محصولاتی را که درآمد یا سود پایدار دارند، توصیف کنند. به طور کلی این محصولات نیاز به پشتیبانی بسیار کمی دارند. لازم نیست در فروش سرمایه گذاری کنید و یا هیچ گونه پشتیبانی از تحقیق و توسعه را انجام دهید. با این حال، منبع های سود نقدی عموماً حاشیه فروش کمی هستند زیرا در حالی که هزینه های ثابت شرکت را جلب نمی کنند، می توانند هزینه های حاشیه سود خالص و ناخالص متغیر بالایی داشته باشند. با این حال، شما لزوماً نمی خواهید آنها را در نتیجه کاهش دهید؛ نایت توضیح می دهد: “شما باید هزینه پشتیبانی از یک محصول را در نظر بگیرید” و “چه مقدار از هزینه های ثابت شرکت با محصول مرتبط است.” “وقتی می فهمید که این محصولات کم حاشیه خط تولید را پر می کنند یا مانعی برای ورود یک رقیب هستند، احتمالاً باید توجه داشته باشید که محصول را باید کنار خود نگه دارید.”

نگاهی به حاشیه فروش کل اطلاعات زیادی را در اختیار شما قرار می دهد. قبل از تصمیم گیری در مورد مشاغل مهم، باید سایر اقدامات سود را نیز بررسی کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.