تحلیل بنیادى چیست؟


در یک جمله می توان وظیفه تحلیل گر بنیادی را اینگونه تشریح کرد: یک تحلیل گر بنیادی وظیفه دارد که ارزش واقعی یک سهم را بدست بیاورد و سپس بر اساس قیمت فعلی سهم تصمیم به خرید و یا فروش سهم مورد نظر بگیرد.

تحلیل بنیادی چیست

بنیاد یک سهم یعنی چی اصلا تحلیل بنیادی چیست و به چه دردی می خورد.

شاید الان بپرسی چرا عکس یک خودروی لوکس از شرکت خودروسازی بنز را گذاشتم؟

یک سوال می پرسم که اگر جواب آن را بدهی متوجه خواهی شد که تحلیل بنیادی چیست

در ذهن شما بنز ارزش زیادی ایجاد می کنید یا پراید؟

البته که بنز در برابر پراید هیچ ارزشی ندارد. 🙂

در این ویدیو به صورت مختصر تحلیل بنیادی را توضیح می دهم.

بنیاد یعنی پایه و اساس یک شرکت یعنی شرکت و سهم آن چقدر ارزش دارد

عوامل تاثیر گذار بنیادی روی قیمت سهام شرکت

  • ارزش برند یا ارزش ذهنی آن شرکت
  • مدیریت هوشمندانه یا ضعیف شرکت
  • وضیعت پرسنل و درصد رضایت آنان از شرکت
  • وضعیت مشتریان و درصد رضایت آنان از محصولات یا خدمات شرکت
  • اخبار و شایعاتی که درباره شرکت پخش می شود
  • بررسی تولیدات شرکت و مواد اولیه آن
  • خرید مواد اولیه شرکت دلاری است یا ریالی
  • سود شرکت در سال چقدر است
  • دارایی ها و بدهی های شرکت چقدر است
  • رقیبان شرکت یا صنعت کدامند
  • مزیت رقابتی این شرکت چیست
  • شفاف سازی شرکت و دادن اطلاعات درست به سهامداران
  • و…

ویدیوی تحلیل بنیادی چیست

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال بستگی دارد شما چه روشی را برای سرمایه گذاری در بورس انتخاب کرده باشی.

مثلا کسی که نوسانگیری می کند اصلا لازم نیست بگوید تحلیل بنیادی چیست و دنبال ارزش سهم بگردد.

ولی کسانی که می خواهند میان مدت و بلند مدت سهام های شرکت را خرید و فروش کنند لازم است که درباره شرکت و صورت های مالی آن اطلاعات لازم و کاربردی را بدست بیاورند.

در این ویدیو کلیت تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال را گفتم

ابزار بررسی تحلیل بنیادی یک سهم، سایت کدال است می توانی وارد این سایت شوی و اطلاعاتی که درباره هر نماد شرکت داده شده را بررسی کنی

برای اینکه تحلیل بنیادی کاربردی را قدم به قدم یاد بگیری می توانی در دوره آموزشی شکارچی بنیادی شرکت کنی.

درباره صادق عباسی

بزرگترین و قوی ترین استراتژی سرمایه گذاری بدون ریسک در بازار بورس فقط در ذهن خود توست پس در تحلیل ها و حرف های دیگران، دنبال پیدا کردن فرمول یا معجزه نباش! چون پیش بینی ها در بهترین حالت، فقط ۲۰ درصد جواب می دهد و ۸۰ درصد لازم است که روانشناسی سرمایه گذاری بلد باشی و مربی ذهن خودت شوی. و اینجا دقیقا همان جایی است که قرار است به سودهای بزرگ برسی.

تحلیل بنیادی چیست و چه کاربردی در بورس دارد؟

طی سالیان اخیر فعالیت در بازار سرمایه جذابیت ویژه‌ای در میان مردم پیدا کرده است؛ اما موفقیت در این حوزه همانند سایر فعالیت‌های تجاری مستلزم آشنایی با سازوکار بازار و اقدام بر مبنای تجزیه و تحلیل است. سهام‌دار موفق فردی است که بتواند سهام با پتانسیل رشد و قیمت مطلوب را در زمان مناسب شناسایی نموده و در بهترین زمان ممکن آن‌ها را به فروش برساند. بنابراین شناسایی سهام مطلوب یکی از دغدغه‌های همیشگی فعالان بازار سرمایه بوده است. در این راستا به منظور تعیین ارزش سهم از 2 روش تحلیلی مختلف یعنی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی استفاده می‌شود.

در روش تکنیکال تحلیل‌گر با توجه به سوابق سهم در گذشته نظیر قیمت و تغییرات آن و حجم معاملات به پیش‌بینی رفتار نمودار قیمتی سهم می‌پردازد. این روش برای کلیه بازارهای مبتنی بر عرضه و تقاضا کارآمد خواهد بود. این روش بر 3 اصل نمودار قیمت، نوسانات قیمت با یک روند خاص و تکرار روند از نظر تاریخی استوار است. در مقابل تحلیل بنیادی روشی جهت ارزیابی ارزش ذاتی سهام بر اساس مولفه‌های اقتصادی، مالی و سایر فاکتورهای کمی و کیفی است. در این روش تحلیل‌گر تلاش می‌کند تا کلیه عوامل موثر بر قیمت سهام (درآمدها، چشم‌انداز رشد آینده، بازده و حاشیه سود) را مطالعه نموده و شرایط مالی و مدیریتی شرکت‌ها در کنار فاکتورهای افتصاد کلان را مدنظر قرار دهد.

در روش بنیادی تحلیل‌گر با محاسبه ارزش ذاتی سهم به مقایسه آن با قیمت کنونی سهم پرداخته و در خصوص اقدام مقتضی تصمیم‌گیری می‌کند. چنان‌چه ارزش ذاتی سهم از قیمت فعلی آن بیش‌تر باشد؛ در این‌صورت سهم دارای حباب منفی بوده و احتمالا برای پر کردن این حباب با رشد قیمت مواجه خواهد شد. در مقابل ارزش ذاتی پایین‌تر از قیمت لحظه‌ای به‌معنای حباب مثبت سهم و احتمال ریزش آن در آینده نزدیک است. در واقع ارزان‌تر بودن قیمت لحظه‌ای نسبت به ارزش ذاتی به منزله سیگنال خرید و گران‌تر بودن آن به منزله سیگنال فروش قلمداد می‌شود. به‌عبارت دیگر تحلیل بنیادی به کشف قیمت منصفانه سهم در بازار کمک می‌کند. بدین‌ترتیب کاربران با خریداری سهام در قیمتی پایین‌تر از ارزش ذاتی و فروش آن با قیمتی بالاتر از ارزش واقعی پیش از به تعادل رسیدن بازار می‌توانند سود هنگفتی را تحلیل بنیادى چیست؟ کسب نمایند. وارن بافت؛ میلیاردر بزرگ جهان یکی از معروف‌ترین متخصصان در حوزه تحلیل بنیادی محسوب می‌شود.

کاربرد تحلیل بنیادی صرفا محدود به سهام نبوده و این روش برای ارزیابی قیمت کلیه اشکال اوراق بهادار نظیر اوراق بدهی و مشتقه نیز قابل استفاده است. در تحلیل بنیادی از مجموعه‌ای از عوامل کمی و کیفی استفاده می‌شود. عوامل کمی ماهیتی عددی داشته و تحلیل بنیادى چیست؟ مولفه‌هایی نظیر سود سالیانه، میزان دارایی‌ها و بدهی‌ها و مخارج را شامل می‌شود. این اطلاعات از طریق صورت‌های مالی شرکت‌ها قابل دسترس هستند. صورت جریان وجوه نقد، صورت سود و زیان و ترازنامه 3 شکل مهم صورت‌های مالی به‌شمار می‌روند. صورت جریان وجوه نقد نشان‌دهنده جریان مالی ورودی و خروجی شرکت طی یک بازه زمانی مشخص است. این مولفه معمولا بر فعالیت‌های مبتنی بر وجوه نقد تمرکز خواهد داشت. صورت سود و زیان نشان‌دهنده درآمد، مخارج و سود کسب شده توسط شرکت طی یک بازه زمانی مشخص است. ترازنامه نیز مبین دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت در یک دوره زمانی خاص است.

عوامل کیفی ماهیتی غیرعددی داشته و کیفیت مدیریت مدیران اجرایی، اعتبار برند، فناوری‌های به‌کارگیری شده توسط شرکت و مجوزها و گواهینامه‌های کسب شده توسط آن‌را مدنظر قرار داده و از دقت کمتری در ارزیابی برخوردار هستند. بنابراین در تحلیل بنیادی با پیش‌بینی رفتار سهام بر اساس وقایع و رخدادهای واقعی سروکار داریم. به عقیده تحلیل‌گران بنیادی کلیه تغییرات قیمتی یک سهم لزوما دارای یک علت اقتصادی بنیادین هستند. این گونه از تحلیل در مقایسه با تحلیل تکنیکال بسیار وقت‌گیرتر بوده و اجرای موثر آن مستلزم گردآوری اطلاعات از منابع مختلف خواهد بود. بنابراین به کمک تحلیل بنیادی می‌توان به پرسش‌های زیر پاسخ داد:

تحلیل بنیادی چیست ؟!

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis که با نام های تحلیل پایه ای ، اساسی و ریشه ای نیز شناخته می شود یک روش علمی برای ارزشیابی مالی یک سرمایه گذاری بر اساس قیمت و ارزش می باشد.

هدف از تحلیل بنیادی یک سهام پیدا کردن ارزش ذاتی آن سهام و پیش بینی تغییرات قیمت آن در آینده می باشد. با تحلیل بنیادی می توان عملکرد تجاری، مدیریت و ریسک شرکت را نیز ارزیابی کرد. در این راستا باید تمامی صورت های مالی شرکت، شرکت های مشابه، مزیت های رقابتی، بازار های تحت پوشش شرکت و عوامل اقتصادی تاثیر گذار همانند نرخ بهره، مالیات، تورم، نرخ ارز٬ صادرات محور و یا واردات محور بودن شرکت٬ تصمیماته قانون گذار٬ سود پیش بینی و …. را مورد توجه و بررسی قرار داد.

یک سرمایه گذار موفق باید قبل از انتخاب سهام یک شرکت وضعیت آن شرکت را به دقت مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و بطور هوشمندانه تصمیم گیری کند. لازم به ذکر است که بطور کلی دو نوع روش تحلیلی برای فعالیت در بازار سرمایه وجود دارد که تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال نام دارند. این دو تحلیل گاهی اوقات در مقابل هم و گاهی اوقات نیز مکمل یکدیگر هستند.

برای مطالعه درباره تحلیل تکنیکال حتما از دوره تحلیل تکنیکال چیست؟! شروع کنید.

همچنین برای انتخاب روش تحلیلی خود می توانید از مقاله تکنیکال یا بنیادی کمک بگیرید.

ارزش و قیمت در تحلیل بنیادی

گفتیم که در تحلیل بنیادی هدف پیدا کردنه ارزش ذاتی می باشد اما منظور از ارزش ذاتی چیست؟!

در ادبیات مالی و سرمایه گذاری بین ارزش و قیمت تفاوت وجود دارد. برای مثال قیمت خودروی پراید حدود ۵۰ میلیون تومان می باشد اما آیا ارزش پراید نیز همین مقدار می باشد و ۵۰ میلیون تومان می ارزد؟! آیا ارزش پراید ۷۰ میلیون و یا ۳۰ میلیون تومان نیست؟! اصلا چگونه می توان به ارزش ذاتی آن پی برد؟!

بطور مختصر می توان گفت قیمت یک کالا، مبلغی است که کالا در آن میزان خرید و فروش می شود اما ارزش ذاتی مبلغی است که ارزش واقعی آن کالا را نشان می دهد.

برای مطالعه بیشتر در مورد تفاوت ارزش و قیمت به این مطلب مراجعه کنید: فرق بین ارزش و قیمت

ارزش گذاری:

می توان گفت مهم ترین ویژگی یک تحلیلگر بنیادی توانایی او در ارزش گذاری است. بیشتر اشتباهات ما در موضوع سرمایه گذاری از خطای ما در ارزش گذاری حاصل می شود. برای مثال چیزی مانند سهام و یا ملکی را با قیمتی بیشتر از ارزش آن می خریم و طبیعتا هیچ فرد عاقلی حاضر نیست یک جنس را به قیمت گران تر بخرد ما نیز مجبور می شویم آن را در قیمت پایین تر و با ضرر بفروشیم.

فرض کنید سهامی در قیمت ۱۰۰۰ تومان معامله می شود شما با بررسی صورت های مالی و شایعاتی که از آن شرکت شنیده اید ارزش آن سهام را ۱۳۰۰ تومان در ۶ ماه آینده برآورد می کنید و به همین دلیل آن را خریداری می کنید. این در حالی است که تنها ۸۵۰ تومان می ارزد، طبیعتا تا مدتی بعد قیمت سهام تا حدود ارزش ذاتی اش یعنی ۸۵۰ تومان نزول می کند و شما مجبور می شوید با ضرر آن را بفروشید.

مشکل بسیاری از ما این است که قیمت همه چیز را می دانیم اما ارزش هیچ یک را نمی دانیم و این مسئله می تواند تمام زحمات و سرمایه های مالی و زمانی ما را نابود کند.

اگر در ارزش گذاری هایمان بیشتر دقت کنم و برای هر چیزی به اندازه ارزشش بها پرداخت کنیم حتی با کاهش قیمت آن نیز نمی ترسیم چون می دانیم ارزش آن بیشتر است و روزی قیمت آن به ارزشش می رسد.

هر دارایی ارزشی دارد و ارزش گذاری نیز انواع و مدل های مختلفی دارد.برای پرداختن به مبحث ارزش گذاری مقاله ای مجزا برای این مبحث در نظر خواهیم گرفت.

خرید و فروش با تحلیل بنیادی:

در تحلیل بنیادی اصلی وجود دارد به این مضمون که قیمت یک کالا در نهایت به ارزش ذاتی آن تمایل خواهد داشت، یعنی اگر تحلیل بنیادى چیست؟ تحلیل بنیادى چیست؟ قیمت کمتر از ارزش ذاتی آن باشد بالا خواهد رفت و به آن خواهد رسید و برعکس اگر قیمت بالاتر از ارزش محصول باشد کاهش پیدا خواهد کرد تا به ارزش آن برسد.

در تحلیل بنیادی نیز پس از بدست آوردن ارزش ذاتی آن را با قیمت فعلی سهام مقایسه می کنیم، اگر قیمت کمتر از ارزش بود سهام را خریداری می کنیم و صبر می کنیم تا قیمت به ارزش آن برسد، اگر هم قیمت سهام بیشتر از ارزش آن بود نه تنها اقدام به خرید نمی کنیم بلکه اگر آن سهام را داشته باشیم اقدام به فروش نیز می کنیم.

در یک جمله می توان وظیفه تحلیل گر بنیادی را اینگونه تشریح کرد: یک تحلیل گر بنیادی وظیفه دارد که ارزش واقعی یک سهم را بدست بیاورد و سپس بر اساس قیمت فعلی سهم تصمیم به خرید و یا فروش سهم مورد نظر بگیرد.

تحلیل بنیادی

عوامل مورد بررسی در تحلیل بنیادی:

عوامل مورد بررسی یک شرکت در تحلیل بنیادی بسیار زیاد هستند و از عوامل درونی شرکت مانند حسابداری آن تا وضعیت بازار های جهانی را باید مورد بررسی قرار داد.از این رو دسته بندی های مختلفی نیز برای آنها وجود دارد ما برای توضیح این عوامل را بصورت کلی به دو دسته عوامل کمی و عوامل کیفی تقسیم می کنیم.

عوامل کمی:

عوامل کمی عواملی هستند که قابلیت اندازه گیری دارند و می توان با اعداد و ارقام حسابی در مورد آنها صحبت کرد. منبع این عوامل اغلب صورت های مالی شرکت مانند صورت سود و زیان، صورت جریان نقدی، ترازنامه و … می باشد که برای شرکت های بورسی می توان این موارد را از طریق سایت کدال بدست آورد. برای مثال حاشیه سود، مقدار فروش، نسبت های مالی شرکت و …. از عوامل کمی محسوب می شوند.

برای مطالعه کامل درباره سایت کدال پیشنهاد می کنیم مقاله لینک شده را از دست ندهید: کدال چیست؟!

در عوامل کمی شما حساب می کنید که شرکت چه مقدار بدهی دارد و آیا می تواند بدهی های خود را تسویه کند؟! مدت تسویه آن چقدر خواهد بود؟! قدرت نقدینگی شرکت چقدر است؟! آیا شرکت از سرمایه خود به درستی استفاده می کند؟! نسبت دارایی های ثابت و جاری شرکت چه مقدار است؟! نرخ بهره بانکی، تورم و … چه تاثیراتی بر وضعیت حال و آینده شرکت خواهند داشت؟! و هزاران مورد دیگر که با محاسبه عوامل کمی بدست می آیند و در نهایت شرکت ارزش گذاری می شود.

عوامل کیفی:

عوامل کیفی برعکس عوامل کمی در هیچ جایی بصورت عدد و رقم اعلام نمی شوند و ارزش گذاری آنها بطور آزادانه در اختیار تحلیل گر است و همین امر باعث اختلاف نظر تحلیل گران می شود، چون نظرات شخصی و سلیقه ای نیز در آن دخیل می شود و هیچ شاخص واحدی برای اندازه گیری دقیق آنها وجود ندارد.

عوامل کیفی موارد و جنبه های نامشهودی همانند کیفیت مدیریت شرکت یا اعتبار برند تجاری یا رویکرده آینده ی بازار نسبت به آن شرکت و … می باشد.

برای مثال شما در هیچ جا نمی بینید که بگویند مدیریت شرکت الف ۲ میلیارد تومان ارزش گذاری شده بلکه این ارزش گذاری به عهده خوده تحلیل گر و شناخت او نسبت به مسائل مدیریت، برند تجاری و … می باشد.

در تحلیل بنیادی نیز اکثر خطا ها و سختی ها مربوط به عوامل کیفی می باشند که نامشهود هستند و ارزش گذاری آنها ساده نیست.ابزار مورد استفاده در بررسی عوامل کیفی بیشتر اخبار و تحقیقات آماری هستند. برای مثال می توان در تحقیقی میزان رضایت مشتریان یک شرکت را بطور تخمینی برآورد کرد.

تفاوت قیمت ها بر اساس تحلیل بنیادی به هر دو مورد عوامل کمی و کیفی مربوط می شود. عوامل کمی هماننده نرخ تورم و بهره بانکی همواره در حال تغییر هستند و به همین دلیل قیمت سهام نیز دائما تغییر می کند. عوامل کیفی نیز به دلیل اختلاف نظرات شخصی و سلیقه ای و نبودن اطلاعات آماری دقیق باعث نوسان قیمت می شوند.

وارن بافت اسطوره ی تحلیل بنیادی:

وارن بافت و تحلیل بنیادی

وارن بافت مشهور ترین و موفق ترین سرمایه گذار قرن اخیر و سومین فرد ثروتمند جهان با حدود ۸۵ میلیارد دلار سرمایه می باشد. شهرت٬ ثروت و موفقیت وارن بافت و آموزه تحلیل بنیادى چیست؟ های اصولی او در حوزه تحلیل بنیادی زبان زد بسیاری از فعالین کوچک و بزرگ بازار سرمایه می باشد.

وارن بافت الگوی معامله گری جهان و فردی الهام بخش برای تمام دنیا می باشد. او با موفقیت هایی که بدست آروده است به عنوان یکی از پنج فرد ثروتمند دنیا محسوب می شود.

وارن بافت بیش از ۷۰ سال است که به شغل سرمایه گذاری و سبدگردانی مشغول است و میزان ثروت میلیارد دلاری او گواهی بر موفقیت های بزرگ او در این مدت طولانی است. وارن تمام سرمایه و ثروت خود را از سرمایه گذاری و با روش تحلیل بنیادی سهام بدست آورده است.

هر جمله وارن بافت درسی بزرگ درحوزه مباحث سرمایه گذاری می باشد.اصول سرمایه گذاری و آموزه های او همواره الگو و راهنمایی برای سرمایه گذاران است.وارن بافت این اصول را از استاد خود بنجامین گراهام فرا گرفته و با تکامل آنها حتی از استاد خود هم پیشی گرفت.

مطالعه کتاب گلوله برفی که زندگینامه ای مختصر از وارن بافت میباشد می تواند کمک زیادی برای شناخت وارن بافت بکند.

پیشنهاد می کنیم این مطلب را از دست ندهید: بنجامین گراهام و نظریه ارزش ذاتی سهام

آموزش تحلیل بنیادی در ترید

تحلیل بنیادی یا Fundamental Analysis یک روش برای اندازه گیری ارزش ذاتی یک رمزارز دیجیتال است که با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط این کار را انجام می دهد. تحلیلگران بنیادی هر آنچه را که می تواند بر ارزش رمزارزها تأثیر بگذارد برای تحلیل درست و انجام ترید رمزارزها مطالعه می کنند. از جمله آنها می توان به عوامل اقتصاد کلان مانند وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت در کنار عوامل اقتصادی خرد مانند تأثیر مدیریت شرکت ها اشاره کرد.

هدف نهایی این مطالعات و تحقیق ها رسیدن به عددی است که یک سرمایه گذار بتواند آن را با قیمت فعلی رمزارزها مقایسه کند. با استفاده از این مقایسه می تواند رمزارز دیجیتال را به نوعی ارزش گذاری کند و مشخص کند که آیا ارزش کمی دارد یا بیش از حد ارزش گذاری شده است.
این روش در مقابل تحلیل تکنیکال که جهت قیمت ها را از طریق تجزیه و تحلیل داده های قبلی در بازار مانند قیمت و حجم پیش بینی می کند؛ به عنوان تجزیه و تحلیل رمزارزها در نظر گرفته می شود.

تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی آموزش

نکات کلیدی در مورد تحلیل بنیادی

  • تحلیل بنیادی روشی برای تعیین ارزش واقعی رمزارزها تعریف می شود.
  • تحلیل گران بنیادی به دنبال رمزارز هایی هستند که هم اکنون با قیمت هایی بالاتر یا کمتر از ارزش واقعی خود قابل معامله هستند.
  • اگر ارزش منصفانه بازار بالاتر از قیمت مورد نظر رمزارز در بازار باشد، رمزارز مورد نظر کم ارزش ارزیابی شده و برای تحلیل بنیادى چیست؟ خرید توصیه می شود.
  • برخلاف تحلیلگران بنیادی، تحلیلگران تکنیکال اصول حمایت را با استفاده از مطالعه تاریخچه روند و قیمت رمزارز نادیده می گیرند.

مفهوم تحلیل بنیادی

تمام مواردی که به تجزیه و تحلیل ارزهای دیجیتال مرتبط می شود و تمام روش ها در این زمینه سعی دارند که به نوعی مشخص کنند امنیت معامله در بازارهای بزرگ و کوچک به درستی ارزیابی شده باشد. تحلیل بنیادی معمولاً از منظر کلان تا خرد برای شناسایی رمزارزهایی انجام می شود که قیمت درستی از آنها در بازار وجود ندارد. تحلیلگران در این زمینه معمولاً به ترتیب، وضعیت کلی اقتصاد و سپس قدرت یک صنعت خاص را قبل از تمرکز بر عملکرد فردی شرکت مطالعه می کنند تا به ارزش عادلانه بازار مربوط به یک رمزارز خاص برسند.

تحلیل بنیادی برای ارزیابی ارزش رمزارزها از داده های عمومی استفاده می کند. به عنوان مثال، یک سرمایه گذار می تواند با بررسی عوامل اقتصادی مانند نرخ بهره و وضعیت کلی اقتصاد، تجزیه و تحلیل اساسی در مورد ارزش یک نوع ارز دیجیتال را انجام دهد. با تحلیل گران آکوچین همراه باشید تا اطلاعات بیشتر و کارآمدتری را در این زمینه به سمع و نظر شما برسانیم.

تحلیل بنیادی 2

تحلیل بنیادی 3

تحلیل بنیادی و ارز دیجیتال

یک تحلیلگر که تحلیل بنیادی انجام می دهد، برای ایجاد روشی که بتواند بوسیله آن ارزش تخمینی قیمت ارزهای دیجیتال را تعیین کند از داده هایی که در دسترس تمام مردم است استفاده می کند. به گفته تحلیلگر، این مقدار تنها برآوردی است که قیمت و ارزش رمزارزهای موجود مخصوص یک شرکت خاص را در مقایسه با قیمت فعلی بازار نشان می دهد. برخی از تحلیلگران ممکن است قیمت تخمینی خود را به عنوان ارزش ذاتی ارز های دیجیتال مشخص کنند.
اگر یک تحلیلگر محاسبه کند که ارزش ارز دیجیتال باید به طور قابل توجهی بالاتر از قیمت فعلی بازار رمزارزها باشد، ممکن است آنها یک امتیاز خرید را برای ارز دیجیتال منتشر کنند. این به عنوان یک توصیه برای سرمایه گذاران است که تحلیل گران از آن استفاده می کنند. اگر تحلیلگر ارزش ذاتی کمتری را نسبت به قیمت فعلی بازار محاسبه کند، ارز دیجیتال بیش از ارزش ارزیابی شده و توصیه می شود که آنرا بفروشند. سرمایه گذارانی که از این توصیه ها پیروی می کنند انتظار دارند که بتوانند رمزارزهای مطلوب را خریداری کنند زیرا چنین رمزارز هایی با افزایش زمان، احتمال رشد بیشتری دارند.

به همین ترتیب انتظار می رود ارز دیجیتال با رتبه بندی نامطلوب احتمال افت قیمت بیشتری داشته باشد. این روش تجزیه و تحلیل ارز دیجیتال که تحلیل بنیادی نامیده می شود در مقابل تجزیه و تحلیل تکنیکال در نظر گرفته می شود، که جهت قیمت ها را از طریق تجزیه و تحلیل داده های موجود در بازار رمزارزها مانند قیمت و حجم پیش بینی می کند.

تحلیل بنیادی کمی و کیفی

مشکلی که در تعریف کلمه Fundamental (بنیادی) وجود دارد این است که این کلمه می تواند هر آنچه مربوط به رفاه اقتصادی یک شرکت است را شامل شود. بدیهی است که اعدادی مانند درآمد و سود را هم پوشش می دهند، اما همچنین می توانند از بازار ارز دیجیتال یک شرکت تا کیفیت مدیریت آن را شامل شوند. عوامل بنیادی مختلف در تحلیل بنیادی را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: کمی و کیفی. این کلمات در لغت معنای مشابهی نسبت به معنای اصلی و استانداردشان دارند. در اینجا تعریف این کلمات را که در یک فرهنگ لغت آمده است مشاهده می کنیم:

  • کمی - "مربوط به اطلاعاتی است که می توان آنها را به صورت تعداد و مقدار نشان دهید."
  • کیفی - "مربوط به ماهیت یا استاندارد چیزی است، نه مقدار آن."

تحلیل های بنیادی

در این زمینه می توان گفت که مبانی کمی مربوط به اعداد سخت می شود. این اعداد را می توان به عنوان ویژگی های قابل اندازه گیری مربوط به یک کسب و کار معرفی کرد. به همین دلیل بزرگترین منبع داده های کمی صورت های مالی است. درآمد، سود، دارایی و موارد دیگر را می توان با دقت زیادی توسط همین اعداد کمی اندازه گیری کرد. در تحلیل بنیادی اصول کیفی کمتر ملموس هستند. برای مثال می توان به کیفیت کار مدیران اصلی یک شرکت، شناسایی نام تجاری، حق ثبت اختراع و فناوری انحصاری آن اشاره کرد. نه تجزیه و تحلیل کیفی و نه کمی ذاتاً از دیگری بهتر نیست. بسیاری از تحلیلگران در آموزش تحلیل بنیادی سعی می کنند که از هر دوی آنها در کنار هم استفاده کنند.

می خوای یک تریدر حرفه‌ای بشی؟

تا اینجا به برخی از مسائل مربوط به تحلیل بنیادی پرداختیم، حال سعی داریم که به صورت واضح تر برای شما اهمیت استفاده از تحلیل بنیادی و کاربرد آن را مشخص کنیم. ابتدا در این زمینه به سخنان تحلیلگر آمریکایی معروف به نام پری کوفمن اشاره می کنیم که می گوید: تنها یک دقیقه لازم است که به شما بیاموزم چگونه در بازار سهام پول درآورید: سهام خود را پایین بخرید و بالا بفروش برسانید. در این مورد تنها به پنج یا ده سال زمان نیاز خواهید داشت تا شیوه تشخیص زمان خرید و فروش درست (بالا و پایین بودن یک سهام) را به شما آموزش دهم.
تحلیل بنیادی که آن را به عنوان تحلیل فاندامنتال نیز می شناسند از روش های مهم و کاربردی تحلیل به شمار می رود که در ابتدای این مبحث به صورت کامل معرفی شد. ولی سوالی که در اینجا بوجود می آید این است که خود کلمه تحلیل به چه معناست؟ شما کلمه تحلیل را به دلایل مختلفی شنیده‌اید و در موقعیت های مختلفی از آن استفاده کرده اید. ولی برای استفاده از تحلیل در زمینه های مالی نوع دیگری از مفهوم و معنی این کلمه دریافت می شود. صرفا برای تحلیل های مالی از ابزار های مختلفی استفاده می کنند. چرا که نیاز به جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز خواهد بود. یکی از این ابزار ها که تقریبا همه شما با آن آشنایی دارید فایل اکسل است.
ولی مفهوم تحلیل را نمی توان تنها با بررسی روش های مختلف تحلیل های مالی متوجه شد. ولی می توان گفت تحلیل نگاه دقیق و جزء به جزء به یک موضوع خاص است تا تمام جوانب و فاکتور های مثبت و منفی آن مشخص شده تا بتوان داده ها و اطلاعاتی را برای تصمیم گیری های آینده بدست آورد. این تعریف کلی را می توان برای کلمه تحلیل به صورت مالی و غیر مالی در نظر گرفت.

سوالات متداول در مورد تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی تلاش می کند تا ارزش ذاتی ارزهای دیجیتال را با بررسی تحلیل بنیادى چیست؟ عوامل اقتصادی و مالی مرتبط از جمله ترازنامه، استراتژی های ابتکاری، شاخص های مالی خرد و رفتار خریداران اندازه گیری کند. تحلیل بنیادی روشی برای اندازه گیری ارزش ذاتی رمزارزهاست.

برای تعیین کیفیت سرمایه گذاری های بلند مدت در مجموعه گسترده ای از رمزارزها و بازار کریپتوکارنسی، اغلب از تحلیل بنیادی استفاده می شود، در حالی که از تحلیل تکنیکال بیشتر در بررسی تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری کوتاه مدت مانند ترید یا تجارت ارزهای دیجیتال استفاده می شود.

تحلیل بنیادی به پیش بینی روند دراز مدت در بازار کریپتوکارنسی کمک می کند. به طور کلی برای سرمایه گذاری های طولانی مدت مورد استفاده قرار می گیرد زیرا شما را قادر می سازد قیمتی را که یک ارز دیجیتال باید داشته باشد، بدست آورید. همچنین به شما این امکان را می دهد که شرکت های خوبی برای سرمایه گذاری مانند شرکت هایی با پتانسیل رشد قوی پیدا کنید.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی چیست؟ ابتدا سوالات دیگری را مطرح می کنیم:

  • آیا شما حاضرید که دارایی و ثروت خود را به مدت ده سال بدون استفاده در مکانی ذخیره کنید؟
  • آیا بعد از ده سال ارزش دارایی های شما حفظ شده است؟

در اقتصادی همچون کشور ما که دچار تورم مزمن و ادامه‌داری می ‎باشد احتمالا جواب سوالات بالا نه می‌باشد و شما برای حفظ ارزش دارایی‌های خود مجبور به استفاده از ابزار سرمایه‌گذاری می‌باشید. سرمایه‌گذاری صحیح دارایی‌ها باعث می‌شود که ارزش آن‌ها در مقابله با تورم حفظ شود.

در ده سال اخیر اقتصاد ما حدود 500 درصد تورم را تجربه کرده است. حال سوال اساسی این است که سرمایه‌گذاری در چه بازاری بازدهی بالاتر از 500 درصد داشته است؟!

بازدهی بازار های سرمایه گذاری طی 10 سال اخیر

همانطور که در نمودار بالا مشاهده می کنیم، بازارهای مختلف توانسته اند خود را در مقابل تورم حفظ کنند و حتی با بازدهی چند برابری در مقابل تورم داشته باشند. در بین بازار‌های بالا بورس بیشترین بازدهی را داشته است و جذاب ترین بازار برای سرمایه گذاری بوده است.

اگر بخواهید که از ریسک سرمایه‌گذاری خود بکاهید بهتر است که بجای سرمایه‌گذاری در یکی از بازار‌های بالا در سبدی متنوع از بازار‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنید.

سرمایه گذاری در بورس

اگر بازار بورس را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید احتمالا مهمترین دغدغه شما پیدا کردن سهام مناسب برای سرمایه‌گذاری می‌باشد. برای یافتن سهام مناسب شما می‌توانید از ابزارهای گوناگونی استفاده کنید.

در بازار بورس دو ابزار اصلی انتخاب سهام، تحلیل بنیادی و تکنیکال است.

تعریف و مقایسه تحلیل بنیادی و تکنیکال

دو ابزار اصلی خرید سهام در بازار بورس تحلیل تکنیکال و بنیادی می‌باشد. در تحیل تکنیکال ما با بررسی روند قیمت‌ها و حجم‌های خرید و فروش گذشته به پیش‌بینی قیمت‌ها در آینده می پردازیم اما اگر به‌دنبال پیدا‌کردن ارزش ذاتی یک سهم می‌باشید احتمالا بهترین ابزاری که می‌توانید پیدا کنید تحلیل بنیادی می‌باشد چون هدف اصلی تحلیل بنیادی پیدا‌کردن ارزش واقعی و ذاتی سهام می‌باشد.

شاید بتوان گفت یکی از سیاست‌های مناسب معامله در بازار بورس انتخاب سهم با استفاده از تحلیل بنیادی و پیدا کردن زمان مناسب ورود و خروج به سهم، با استفاده از تحلیل تکنیکال می‌باشد.

فرض اصلی تحلیل بنیادی

اما چرا در تحلیل بنیادی فرض بر این است که قیمتی که ما روی تابلو سهام می‌بینیم، قیمت واقعی سهم نیست؟

چون رسیدن قیمت سهام به مقدار ذاتی‌اش نیازمند انتشار سریع اخبار سهم، سرعت بالای بازار در درک این اخبار، عمق بالای بازار، نداشتن دامنه نوسان و… می‌باشد که در واقعیت به سختی می‌توان به همچین حالتی رسید.

حال که هدف تحلیل بنیادی را درک کردیم باید چارچوب کارکرد آن را درک کنیم.

چارچوب و رویکرد تحلیل بنیادی

چارچوب تحلیل بنیادی و فاندمنتال

برای شروع تحلیل ابتدا شرایط کلان اقتصادی خارجی و داخلی را بررسی می‌کنیم سپس به تحلیل صنعتی که شرکت مورد نظر در آن فعال است می‌پردازیم (به طور مثال صنعت دارویی برای سهم داوه). در قدم بعدی ما باید به تحلیل عوامل بنیادی شرکت بپردازیم (رویکرد بالا به تحلیل بنیادى چیست؟ پایین).

البته تمام مراحل بالا را می‌توان به صورت برعکس هم اجرا کرد (تحلیل پایین به بالا) که برای کسانی که در ابتدای یادگیری تحلیل بنیادی هستند توصیه می‌شود.

بطور مثال در یک رویکرد بالا به پایین برای بررسی سهم فولاد می‌توانیم شرایط عرضه و تقاضا و قیمت جهانی شمش فولاد و تاثیر آن بر تولید داخل را بررسی کنیم.

در قدم بعدی به بررسی صنعت فلزات و فولاد در کشور بپردازیم و مزایا،معایب،چشم انداز،رقابتی بودن و…را در این صنعت مورد بررسی قرار دهیم.

در قدم بعدی به تحلیل خود شرکت فولاد مبارکه می‌پردازیم و عوامل کمی و کیفی بنیادی شرکت را بررسی می‌کنیم.

تحلیل شرایط کلان اقتصاد و بازار در تحلیل بنیادی

ارتباط قوی بین بورس و اقتصاد چه در سطح کشوری و چه در سطح جهانی وجود دارد.

همین موضوع باعث می‌شود که عوامل کلانی که بر اقتصاد تاثیر می‌گذارند بر بازار بورس هم تاثیر‌گذار باشند. هم چنین عوامل زیادی بر بازارهای داخلی و خارجی تاثیر می‌گذارند که به صورت مستقیم بر بورس تاثیر می‌گذارند.

اگر بخواهیم عوامل اقتصاد کلانی که بر بازار بورس تهران تاثیرگذار هستند را نام ببریم، می‌توانیم موارد زیر تحلیل بنیادى چیست؟ را بازگو کنیم:

نرخ ارز

شاخص بورس تهران به طور معمول رابطه مستقیمی با نرخ ارز مخصوصاً نرخ دلار نشان داده است.

معمولاً هر موقع که نرخ دلار افزایش یافته است، شاخص کل نیز به تبع تأثیر تورمی افزایش نرخ دلار و افزایش فروش ریالی شرکت‌ها، خصوصاً شرکت‌هاس صادرات‌محور هم افزایش داشته است.

با افزایش قیمت دلار ابتدا صنایع صادرات محور و سپس صنایع مبتنی بر خدمات و سپس بقیه صنایع رشد می‌کنند.

پس اگر به عنوان یک تحلیلگر بایستی بتوانید تأثیر نرخ ارز را بر صنایع مختلف شناسایی و تحلیل کنید.

قیمت نفت

به طور کلی بورس تهران رابطه مستقیمی با قیمت نفت دارد و زمانی که درآمد حاصل از فروش نفت بیشتر می‌شود، دولت حمایت خود را از صنایع بیشتر می‌کند و باعث رشد آنها می‌شود.

البته در اقتصاد کلان موضوعی به نام بیماری هلندی وجود دارد که عکس نتیجه قبل را در طولانی مدت پیش بینی می‌کند ولی توضیح آن در سایر مقاله‌ها ارائه خواهد شد.

نرخ بهره بانکی

به طور معمول رابطه نرخ بهره بانکی و شاخص بورس تهران معکوس می‌باشد.
زیرا وقتی که نرخ بهره بانکی افزایش پیدا می‌کند، هم پول از بازارهای موازی مثل بورس به سمت بانک روانه می‌شود و هم هزینه تأمین مالی شرکت‌ها افزایش می‌یابد و سودسازی آنها کاهش می‌یابد و در نتیجه اقبال به بازار سرمایه هم کاهش پیدا می‌کند.

بودجه و جهت گیری دولت

بررسی بودجه و مشخص‌کردن اهداف دولت برای سال آینده می‌تواند کمک بسیار زیادی برای تحلیل بورس باشد. چون بودجه جهت‌گیری دولت را در سال آینده نشان می‌دهد و شما می‌توانید تحلیل کنید که جریان نقدینگی به سوی کدام یک از بازارها می‌باشد. به طور مثال در بودجه سال 99 فروش اموال و صنایع دولتی رشد چشمگیری داشته است که تفسیر این موضوع احتمالا این است که شرکت‌های زیادی سال آینده در بورس عرضه اولیه می‌شوند و یا مقدار سهام شناورشان افزایش پیدا می‌کند.

تحلیل صنعت در تحلیل بنیادی

سوالات ابتدایی در تحلیل صنعت

چه صنعتی را برای سرمایه‌گذاری باید انتخاب کنیم؟ حال اگر صنعتی را برای سرمایه‌گذاری انتخاب کردیم، چه عواملی را باید در این صنعت مورد بررسی قرار بدهیم؟ عوامل تاثیرگذار بر صنعت مورد نظر چیست؟ شرایط کلان اقتصادی چه تاثیری بر صنعت مورد نظر دارند؟ چشم‌انداز‌های صنعت در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت چیست؟

هنگام تحلیل بنیادی صنعت، سوالات فوق احتمالاً مهمترین سوالاتی است که با آن مواجه می‌شوید. پاسخ به این سوالات باعث می‌شود که نمای کلی از صنعت مورد نظر به دست آورید و تحلیل درستی از شرایط آن صنعت داشته باشید.

عوامل کوتاه و بلند مدت در تحلیل صنایع

برای انتخاب یک صنعت باید عوامل کوتاه‌مدتی مثل سودآوری صنعت نسبت به سایر صنایع، P/E صنعت نسبت به سایر صنایع در بورس، تاثیر نرخ بهره و نرخ ارز و… و عوامل بلندمدتی مثل استعداد صنایع و ارتباط با بخش های نوین اقتصاد و … مورد بررسی قرار بگیرد.

بررسی عملکرد گذشته صنایع

در قدم بعدی باید عملکرد گذشته صنعت و شرایط رقابتی موجود درون صنعت مورد نظر را مورد بررسی قرار‌دهیم.

به طور مثال در دو دهه اخیر به دلیل رشد بی‌سابقه ساخت مسکن، فروش سیمان بسیار بالا رفت و صنعت سیمان رشد بالایی داشت.

اما آیا در دهه جاری و آینده نیز مسکن با همین شیب رشد خواهد کرد؟ مطالعه سوابق گذشته صنایع می‌تواند در تحلیل‌های آتی مفید باشد.

حال برای بررسی شرایط رقابتی درون صنعت سیمان باید شرکت‌های سیمانی موجود در بازار را نسبت به هم مقایسه کنیم.

شرایط ادواری و تحلیل صنایع

نکته دیگر در تحلیل صنعت این است که شرایط ادواری اقتصاد را مورد بررسی قرار دهیم.
زمانی که اقتصاد در دوران رکود به سر می‌برد سرمایه‌گذاران بدنبال شرکت‌های در حال رشد مثل صنایع دارویی و فناوری می‌باشند چون انتظار دارند که سود بیشتری از این صنایع کسب‌ کنند.
در دوران رونق معمولا خرید کالاهای با دوام مثل خودرو و لوازم خانه افزایش پیدا می‌کند، در نتیجه صنایع مربوطه رشد بیشتری را تجربه خواهند کرد.

تحلیل شرکت

با تحلیل اقتصاد و بازار زمان مناسب برای سرمایه‌گذاری و با تحلیل صنایع، صنعتی با چشم انداز روشن را جهت سرمایه‌گذاری انتخاب کردیم.
حال وقت آن است که با تحلیل شرکت‌های درون صنعت به یافتن شرکت‌های با بنیاد قوی و افق سودسازی بلندمدت بپردازیم.

برای تحلیل بنیادی شرکت باید دو دسته عوامل کمی و کیفی شرکت را بررسی کنیم.

عوامل کمی و کیفی تاثیرگذار در تحلیل بنیادیشرکت ها

عوامل کیفی تحلیل بنیادی

برای عوامل کیفی تحلیل شرکت می‌توان موارد زیر را نام برد:

مدل تجاری و نوع کسب و کار شرکت

فعالیت اصلی شرکت چیست؟ آیا سود آوری شرکت حاصل از فعالیت اصلی شرکت می‌باشد؟ آیا شرکت جز پیشروهای صنعت خود است؟

رقابت پذیری

مزیت های رقابتی شرکت چیست؟ توانایی شرکت برای رقابت در بازار نسبت به رقبا تا چه اندازه است؟

سهم بازاری شرکت چه اندازه می‌باشد؟

مدیریت

یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار بر شرکت، مدیریت و کیفیت اجرایی آن می‌باشد.

سابقه مدیریت و اعضا هیئت مدیره شرکت چیست؟ عملکرد گذشته آن‌ها چیست؟ خط و مشی آن‌ها در مدیریت چگونه است؟

ترکیب سهام و سهامداران

چه میزان سهام شرکت به صورت شناور می‌باشد؟

حقوقی‌های سهم شرکت کدامند؟

تاریخچه خرید و فروش حقوقی‌ها به چه صورت است؟

ترکیب هیئت‌مدیره چیست؟

آیا تصمیمات قبلی هیئت‌مدیره به نفع سهامداران عمده بوده است یا سهامداران خرد؟

نقدشوندگی

نقدشوندگی در یک تعریف بسیار ساده به معنای سرعت فروش سهم و تبدیل سریع آن به وجه نقد است.

باید بررسی کنیم که نقدشوندگی سهم به چه میزان است چون نقدشوندگی هرچه بیشتر باشد ریسک سهام پایین‌تر است.
سهم‌های بزرگ بازار که حجم معاملات بالایی را در بر دارند، اغلب نقدشوندگی بالایی دارند.

ثبات سودآوری

عملکرد گذشته شرکت در سودآوری ثبات کافی را داشته است؟ آیا در تلاطم‌های بازار شرکت توانایی مدیریتی کافی برای حفظ روند سودسازی را داشته است؟

بافت تامین مالی شرکت

منابع مالی شرکت چیست؟ این منابع از چه طرقی تأمین شده‌اند؟ هزینه تامین سرمایه برای شرکت چقدر است؟

عوامل کیفی دیگر مانند رقبای خارجی،عمر و میزان استهلاک ماشین‌آلات و…

عوامل کمی تحلیل بنیادی

برای عوامل کمی تحیل بنیادی می‌توان موارد زیر را نام برد:

درآمد هر سهم (EPS)

از آن جایی که هدف شرکت به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران می‌باشد، هرچه مقدار EPS و همچنین نسبت‌های سودآوری شرکت بالاتر باشد، شرکت به هدف خود نزدیک‌تر شده است.

نسبت سود تقسیمی هر سهم (DPS)

در شرایط یکسان در مقایسه بین دو شرکت، آن شرکتی که نسبت سود تقسیمی بالاتری دارد از موقعیت بهتری برخوردار است. نکته‌ای که در مورد این نسبت باید مد‌نظر قرار‌گیرد این است که باید روند این نسبت را برای چند سال یک شرکت در نظر گرفت نه یک دوره کوتاه مدت.

نسبت P/E سهام

در شرایط یکسان شرکت با نسبت P/E کمتر در آینده امکان رشد قیمتی بیشتری دارد.
نکته مهمی که در مورد این نسبت باید مورد توجه قرار‌گیرد این است که شرکت‌هایی که با این نسبت مقایسه می‌شوند باید در یک صنعت باشند.
یعنی یک شرکت دارویی با یک شرکت دارویی و یک شرکت سیمانی با سیمانی دیگر مقایسه می‌شود.

اگر نسبت P/E شرکتی نسبت به میانگین نسبت P/E صنعتی که در آن فعالیت دارد کمتر باشد، بیانگر این است که بازار در آینده انتظار رشد زیادی از این شرکت دارد.

نکته دیگر این که P/E تحلیلی بایستی همواره آینده نگر بوده و بر اساس تخمین وضعیت و سودآوری شرکت در آینده محاسبه شود.

ارزش ویژه سهم

در شرایطی که ارزش ویژه سهام بیشتر از قیمت و ارزش تابلو باشد، نشان‌دهنده شرایطی است که سهم از موقعیت مطلوب‌تری برخوردار است.

نسبت جاری

این نسبت توانایی شرکت را برای بازپرداخت بدهی‌ها نشان می‌دهد. با مقایسه نسبت جاری شرکت و صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند،می‌توانیم به ارزیابی شرکت در بازپرداخت بدهی‌ها بپردازیم.

نسبت وجه نقد

هر چه این نسبت بیشتر باشد به معنای این است که شرکت نقدینگی بالاتری در اختیار دارد و هزینه تامین مالی کمتری دارد. بالاتر بودن این نسبت باعث می‌شود که شرکت به آسانی بدهی‌های خود را پرداخت کند و برنامه‌های آتی خود را اجرا کند. البته وجه نقد بیش از اندازه نیز برای یک شرکت مناسب نبوده و مدیریت وجه نقد بایستی به درستی انجام شود.

علاوه بر نسبت‌های ذکر شده نسبت‌هایی مانند نسبت تسهیلات به سرمایه، گردش دارایی، پوشش بهره و… نیز در تحلیل بنیادی موثر هستند که در مقاله‌ای دیگر به معرفی و تحلیل کامل این نسبت های مالی می‌پردازیم.

انواع حاشیه سود

هرچه حاشیه سود شرکت (ناخالص، عملیاتی، خالص) شرکت بیشتر باشد بیانگر این است شرکت توانایی بالاتری در پوشش هزینه‌های مختلف خود دارد.

صورت های مالی

صورت مالی بسیار مهم و کاربردی که در تحلیل‌های بنیادی کاربرد دارند:

انواع صورت های مالی، کاربرد صورت های مالی در تحلیل بنیادی

آشنایی با کاربرد هر کدام از صورت‌های مالی در تحلیل بنیادی بسیار مفید خواهد بود که توضیح کامل آن خارج از حوصله این مقاله می باشد.

چشم انداز و سود‌ سازی آینده شرکت در تحلیل بنیادی

بررسی چشم انداز‌های آینده شرکت و بررسی پتانسیل شرکت برای رشد و افزایش سودآوری آتی شرکت می‌تواند برای تحلیل بنیادی خصوصا در بلندمدت مفید باشد.

منابع مورد نیاز تحلیل بنیادی

تارنمای “سامانه جامع اطلاع رسانی ناشران” یا “کدال” به آدرس www.codal.ir حاوی اطلاعاتی همچون صورت های مالی شرکت ها یکی از منابع می باشد. منبع مهم دیگر تابلو هر سهم می باشد که در تارنامه “شرکت مدیریت فناوری بورس تهران” به آدرس www.tsetmc.com موجود می باشد. آدرس تارنمای هر شرکت نیز منبع دیگری می باشد.

یکی دیگر از منابع، گزارش فعالیت هیئت مدیره است که قبل از مجمع عمومی منتشر می‌شود. در این گزارش چشم اندازهای آتی شرکت به همراه اطلاعات مفیدی از شرکت موجود می‌باشد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.