درک ریسک سرمایه‌گذاری


منظور از ریسک کشوری چیست؟

ریســک جزو گروه واژه‌های پرکاربــرد در محاوره‌هــای روزمــره اســت، امــا کمتـر شـناخته شـده اسـت. از مفهوم آن در مکالمات معمولی روزمره که بگذریم، عدم شناخت دقیق مفهوم ریسک در ابعاد بزرگ‌تر و در اقتصاد کلان اتفاق خطرناکی است؛ هدف از نوشتن این پست آشنایی با واژه‌ی ریسک کشوری در سرمایه‌گذاری‌ها و تجارت بین‌الملل است.

تعریف ریسک کشوری

به بیان ساده ریســک کشــوری، مجموعه‌ای از خطرات و اتفــاق ناخواســته‌ای است کــه ممکــن اســت هنــگام انجــام تجارت‌هـای خارجـی روی دهـد و می‌توانـد بـر هـر شـرکت، در هـر زمـان و هـر کجــا، تاثیــر بگــذارد. ایـن ریسـک‌ها عبارت‌انـد از: ریسـک سیاسـی، ریسک عملیاتی، ریســک اقتصــادی، ریســک حاکمیــت، ریســک انتقالــی و … . باید توجه داشت که ریسک کشوری و لیست اجزاء آن از یـک کشـور به کشـور دیگر متفاوت است.

ریسک حکومتی:

ریسـک عـدم پرداخـت اوراق قرضـ‌ه‌ی حکومتـی (یـا دولتـی) صـادر شـده توسـط یـک نهـاد رسمی بـه عنـوان ریسـک حکومتـی تعریـف می‌شـود.

ریسک‌های انتقالی و تبدیل‌پذیری:

ســرمایه‌گذاران بایــد از ریســک‌های نشــأت گرفتــه از مالیات‌هــای دولتــی، کنترل‌هــای ســرمایه‌ای یــا محدودیت‌هــای دسترســی بــه ارز خارجــی آگاه باشــند. این‌هــا ریســک‌های انتقالــی و تبدیل‌پذیــری نامیــده می‌شــوند.

ریسک‌های عملیاتی یا قضایی:

ایــن زیرمجموعــه‌ی دیگــری از اجــزای ریســک کشــور اســت کــه بــه خطــرات محيــط کســب‌و‌کار خــاص هر کشــور ماننــد حاکمیــت، شــفافيت و وجود قوانیــن دســت‌وپاگیر، دسترســی بــه زیرســاخت‌ها، ریســك‌های مقــررات و آســیب‌پذیری سیســتم‌های بانكــی اشــاره دارد.

ریسک‌های سیاسی و جغرافیایی-سیاسی:

یـک تغییـر سیاسـی در سیاسـت دولـت پیرامـون مالیـات یـا مقرراتـی کـه جریـان درآمـد یـک معاملـه را تضعیـف می‌کنـد، می‌توانـد بـه عنـوان ریســک سیاســی تعریــف شــود.

ریسک‌‌های اقتصادی:

ایــن ریســک‌ها به‌طــور معمــول بــه ویژگی‌هــای اقتصــادی برمی‌گردنــد و نشان می‌دهند که اصــول و سیاســت‌های ســاختاری می‌توانــد ایجاد کننــده بحران‌هــای پرداخــت پــول داخلــی باشند. به طور معمول کشــورهایی بــا پس‌انــداز بالا و عــدم تعــادل در پرداخت‌هــای خارجــی، در مقابل این ریسک آســیب‌پذیرتر اند.

اهمیت ریسک کشوری:

اهمیـت ریسـک کشـوری از زمانـی در اقتصـاد جهانـی افزایـش یافـت کـه گــردش ســرمایه بین‌المللــی معنــا پیــدا کــرد. در اواخــر قــرن نوزدهــم و در سـال‌های اولیـه قـرن بیسـتم کـه بـازار سـرمایه جهانـی بـا جریـان سـرمایه بین‌المللـی و در مقیاسـی بزرگ‌تـر از هـر چیـزی کـه پیـش از آن دیـده شـده بــود ظهــور کــرد، تفکراتــی ســاختار یافته‌تــر و مبتنــی بــر دانــش در زمینــه ریسک کشوری شکل گرفت.

در زمان حال سرمایه‌گذاری بین‌المللی با شتاب قابل توجهی در حال افزایش است؛ بــر اســاس آمــار منتشــر شــده آنکتــاد(کنفرانس تجارت و توسعه‌ی سازمان ملل) در ســال 2017، حــدود 1,750 میلیــارد دلار ســرمایه‌گذاری خارجــی در دنیــا انجــام شــده کــه رقــم بســیار چشــمگیری اســت. بی‌تردیــد، ایــن ســرمایه‌گذاری‌ها در همــه ســطوح تابــع‌ ریســک اند.

به همین دلیل هم اکنون، اهمیــت آن بایــد نــه تنهــا توســط بانکــداران، بیمه‌گــران و دیگـر مدیـران ریسـک شـرکت‌ها، بلکـه بـرای هـر شـخص دارای منافـع تجـاری در خــارج از کشــور درک شــود. شــما چــه یــک کارخانــه‌دار باشــید، چــه یــک ســرمایه‌گذار در یــک صنــدوق بازنشســتگی یــا فقــط فعالــی در حــوزه واردات یــا صــادرات، نادیــده گرفتــن آنچــه در بازارهــای خارجــی روی می‌دهــد می‌توانــد مخاطره‌آمیـز باشـد.

ریسک کشوری در ایران

هرچنــد توافقنامــه برجــام توانســت بهبــود قابــل ملاحظــه‌ای در شــرایط مبـادلات خارجـی و کاهـش ریسـک کلان اقتصـاد ایجـاد کنـد، اما مطالعات و بررسـی‌های صـورت گرفتـه نشـان می‌دهـد کـه جـز در چنـد سـال معـدود، همـواره در سـه دهـه گذشـته جمهـوری اسـلامی ایـران در زمـره کشـورهای بـا ریسـک تجـاری و اعتبـاری بـالا بـوده اسـت. به طوری که ایــران در رتبه‌بنــدی ریســک ســازمان همکاری‌هـا و توسـعه اقتصـادی (OECD) در بهتریـن حالـت، رتبـه 4 ریسـک را بـه خـود اختصـاص داده و در بدتریـن شـرایط نیـز رتبـه 7 را کسب نمـوده اسـت، حـال آنکـه در سـال‌های اخیـر ایـن جایـگاه بـه رتبه‌هـای 5 و 6 تغییـر یافتـه اسـت.

روش های مدیریت سرمایه در ارز دیجیتال برای ترید و سرمایه گذاری

مدیریت سرمایه به طور کلی به فرآیندی گفته می‌شود که طی آن سرمایه و پول خود را به فعالیت‌ها و کالاهای مختلف اختصاص می‌دهیم به طوری که بتوانیم تمام نیازها را پاسخ دهیم. مدیریت سرمایه برای هر کاری لازم است؛ چه در زندگی شخصی و چه برای یک کسب و کار کوچک یا بزرگ.

روش های کسب درآمد از ارز دیجیتال مختلف است و ترید و سرمایه‌گذاری یکی از فعالیت‌هایی است که به صورت مستقیم با پول و سرمایه ما در ارتباط است و به همین دلیل مدیریت سرمایه اهمیت فوق‌العاده زیادی پیدا می‌کند. در این مقاله به شما آموزش می‌دهیم چگونه در معاملات و برای سرمایه‌گذاری در بازار کریپتوکارنسی مدیریت سرمایه در ارز دیجیتال را رعایت کنید.

مدیریت سرمایه در ارز دیجیتال

در بازارهای مالی به خصوص بازار ارز دیجیتال مدیریت سرمایه به این معناست که اگر شما وارد یک موقعیت معاملاتی شدید؛ چه برای سرمایه‌گذاری و چه معامله کوتاه مدت، در صورتی که قیمت بر خلاف جهت مورد نظرتان حرکت کرد، شما ضرر زیادی نکنید.

در واقع با استفاده از مدیریت سرمایه می‌توانید جلوی ضررهای بزرگ خود را گرفته و در معاملات موفق بعدی به راحتی آن را جبران کنید.

به عنوان مثال فرض کنید که با تمام سرمایه‌تان بیت کوین را در قیمت 30 هزار دلاری خریداری کردید؛ حال اگر قیمت این رمزارز به 15 هزار دلار برسد؛ شما نیمی از کل پول خود را از دست می‌دهید و باید آن پولی که در دست دارید را دو برابر کنید تا به پله اول بازگردید!

حال اگر همین کار را با مدیریت سرمایه انجام دهید چه اتفاقی میفتد؟

شما قصد خرید بیت کوین را دارید و قیمت آن روی 30 هزار دلار است. طبق تحلیل‌هایتان در صورتی که قیمت به 27 هزار دلار برسد؛ می‌تواند نزول بیشتری را تجربه کند؛ حال اگر فقط با 10 درصد سرمایه خود، بیت کوین را در 30 هزار دلار خریداری کنید و روی 27 هزار دلار با عوض شدن نظرتان آن را بفروشید چقدر ضرر کرده‌اید؟
با انجام این کار تنها 1 درصد از کل سرمایه خود را از دست می‌دهید که جبران آن بسیار آسان‌تر از دو برابر کردن پولتان است!

اهمیت مدیریت سرمایه در ارز دیجیتال

با مثال‌های بخش قبلی احتمالا متوجه اهمیت مدیریت سرمایه شده‌اید. بسیاری از افراد در بازارهای مالی وجود دارند که از نظر تحلیلی و بررسی بازار قدرتمند بوده و تجربه زیادی دارند؛ اما انسان همیشه نمی‌تواند حرکات را درست حدس بزند. در صورتی که همین فرد با دانش تحلیلی زیاد؛ یک بار بدون مدیریت سرمایه اشتباه کند، خسارت‌های جبران نا‌پذیری خواهد خورد.

اهمیت مدیریت سرمایه در اینجاست که این تنها ابزار شما در بازارهای مالی برای محافظت از پولتان است! شما هرچقدر هم در بحث‌های تحلیل تکنیکال و فاندامنتال و اصول سرمایه‌گذاری به تبحر و دانش برسید؛ باز هم بدون مدیریت سرمایه روزی تمام پول خود را از دست خواهید داد!

بسیاری از کارشناسان و افراد با تجربه در بازارهای مالی اعتقاد دارند تحلیل بازار تنها 20 درصد از کل فرآیند سود کردن در بازارها را تشکیل می‌دهد و 80 درصد دیگر آن مربوط به روانشناسی و مدیریت سرمایه است.

شما حتی اگر از نظر تحلیلی در سطح پایینی باشید و فقط اندکی آن را بدانید؛ می‌توانید با استفاده از این ابزار، جلوی ضرر خود را گرفته و حتی سود کنید!

حال سوال اینجاست که در بازار کریپتو چگونه مدیریت سرمایه کنیم. برای پاسخ به این سوال دو رویکرد را مد نظر قرار می‌دهیم‌:

  • مدیریت سرمایه برای سرمایه‌گذاری و هولد کردن
  • مدیریت سرمایه برای معامله‌گری و ترید کردن

مدیریت سرمایه برای سرمایه‌گذاری

بسیاری از افراد که با ترید و مدیریت سرمایه‌ آشنا می‌شوند؛ تصور می‌کنند این کار فقط برای معاملات کوتاه مدت است و برای سرمایه‌گذاری نیاز نیست کار خاصی انجام دهیم و نگه‌داری یک دارایی ارزشمند در نهایت سود خودش را به ما خواهد داد، اما بسیار هستند افرادی که یک دارایی را در سقف خریدند و بعد از چندین سال هنوز هم به قیمت سر به سرشان باز نگشته‌اند.

حال برای هولد کردن چگونه می‌توانیم از این ابزار استفاده کنیم؟

تقسیم سرمایه

اولین کاری که می‌توانیم انجام دهیم، تقسیم سرمایه است. بازار رمزارزها بسیار نوپاست و ریسک‌های سیستماتیک و غیرسیستماتیک فراوانی دارد. در ابتدای کار اگر سرمایه‌ای داریم بهتر است فقط درصدی از آن را وارد بازار ارز دیجیتال کنیم.

به عنوان مثال برای مدیریت سرمایه بهتر، از 100 درصد پولمان، 30 درصد آن را وارد بازار رمزارزها و 60 درصد باقی را در دیگر صنایع و بازارها تقسیم کنیم.

حال همان پولی را که وارد کردیم نباید تنها بر روی یک ارز یا پروژه سرمایه‌گذاری کنیم. فرض کنید یک نفر در سال جاری تمام سرمایه مخصوص رمزارز خود را بر روی ارز لونا سرمایه گذاری می‌کرد. این فرد در طی چند روز تمام دارایی خود را از دست می‌داد؛ اما اگر با مدیریت سرمایه مناسب تنها 2 درصد پولش را لونا می‌خرید؛ هم از سودهای احتمالی بهره‌مند می‌شد و هم در صورت رخ دادن چنین اتفاقی؛ تنها 2 درصد ضرر متوجه سرمایه او می‌شد.

پس اولین قدم برای مدیریت سرمایه در زمینه هولد کردن؛ تقسیم سرمایه و اوردن بخشی از پول به بازار رمزارزها و بعد هم سرمایه‌گذاری روی ارزهای متنوع است.

استفاده از حد ضرر

بسیاری از افراد تصور می‌کنند در هولد کردن و سرمایه‌گذاری بلند مدت نیازی به استفاده از حد ضرر وجود ندارد و باید همیشه تا زمانی که وارد سود شویم، دارایی یا رمزارز خریداری شده را نگه‌داری کنیم.

این تصوری بسیار غلط است. حتی در سرمای‌گذاری بلندمدت نیز گاهی اوقات شرایط طوری تغییر می‌کنند که بهتر است زمان زیادی سرمایه خود را در ضرر نگه‌داری نکنیم؛ پس برای مدیریت سرمایه در هولد کردن هم حتما از حد ضرر (Stop Loss) استفاده کنید.

بررسی بخش‌های مختلف بازار

این بخش تفاوت زیادی با تقسیم کردن سرمایه در ارزهای مختلف ندارد؛ اما باید دقت کنید که در بازار رمزارزها تنها راه سرمایه‌گذاری خرید و فروش کوین نیست. شما می‌توانید سرمایه خود را در بخش‌های مختلف تقسیم کنید.

به عنوان مثال بخشی از پول را به خرید و فروش NFT اختصاص دهید. بخشی از آن را نیز برای استیک کردن و کسب سود ماهانه کنار بگذارید.

در بازی‌های کریپتویی شرکت کنید و با هزینه کردن و بازی، سود دریافت کنید.

در ضمن علاوه بر تمام این موارد، خود بازار و رمزارزها نیز در صنایع مختلف کاربرد دارند. بعضی از آن‌ها کاربرد مالی دارند؛ بعضی‌ها کوین پلتفرم‌های NFT هستند، برخی اوراکل، بعضی از آن‌ها تامین کننده قرارداد هوشمند و… هستند که سرمایه‌گذاری بر روی هرکدام از این صنایع مختلف می‌تواند به کسب سود بیشتر شما کمک کند.درک ریسک سرمایه‌گذاری

به عنوان مثال ممکن است گاهی دیفای مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار بگیرد و با وجود نزولی بودن بقیه بازار، کوین‌های بخش دیفای رشد کنند و شما با این کار مدیریت سرمایه را به بهترین شکل انجام داده‌اید.

مدیریت سرمایه در معامله‌گری

داستان مدیریت سرمایه در معامله گری یا ترید کردن کمی متفاوت است؛ معمولا افراد در معامله‌گری به مدت زمان کمتری در یک موقعیت معاملاتی هستند و پول بیشتری نیز باید درگیر کنند تا با حرکت اندکی، سود خوبی دریافت کنند.

برای درک بهتر نحوه مدیریت سرمایه در ترید، باید با مفاهیم ریسک و ریوارد آشنا شوید.

ریسک (Risk) چیست؟

وقتی در ترید و مدیریت سرمایه از ریسک صحبت می‌کنیم؛ منظور میزان پولی است که در صورت استاپ خوردن، از سرمایه ما کم می‌شود.

ما در معاملات خود حتما باید از استاپلاس یا همان حد ضرر استفاده کنیم. بعد از تحلیل متوجه می‌شویم در صورتی که قیمت به یک جای خاص برسد؛ تحلیل ما درست نبوده و باید موقعیت معاملاتی خود را با ضرر ببندیم.

حال به عنوان مثال فرض کنید بیت کوین را بر روی قیمت 28 هزار دلار لانگ کرده یا در واقع خریده‌ایم. حال طبق تحلیل‌هایمان اگر بیت کوین به 27 هزار برسد می‌تواند قیمت‌های پایین‌تر را هم دیده و ضرر ما بزرگ‌ شود؛ پس حد ضرر خود را بر روی 27 هزار گذاشته و بعد از رسیدن قیمت به آن، موقعیت معاملاتی خرید بیت کوین را می‌بندیم.

حال ریسک ما باید یک درصد مشخصی باشد. مثلا اگر یک درصد ریسک میکنیم؛ در صورتی که این معامله بسته شود؛ تنها یک درصد سرمایه خود را از دست بدهیم. دیگر در اینجا تفاوتی نمی‌کند که حد ضرر ما بر روی 27 هزار است یا 20 هزار؛ در هر دو صورت تنها یک درصد سرمایه ما باید از بین برود.

با تغییر دادن حجم ورودی به پوزیشن! حجم ورودی معادل حاصل ضرب مارجین در اهرم است.

اگر طبق ریسکتان باید 200 دلار وارد معامله کنید؛ می‌توانید 20 دلار با اهرم 10، 10 دلار با اهرم 20 یا 200 دلار با اهرم 1 وارد کنید.

حال میزان این حجم ورودی را از کجا متوجه شویم؟

به سایت تریدینگ ویو بروید و ارز مورد نظر خودتان را تحلیل کنید. سپس بر روی این ابزار کلیک کنید که خرید و فروش آن به ترتیب اولی و دومی است.

مدیریت سرمایه در معامله گری

سپس آن را بر روی چارت انداخته و تنظیمات را باز کنید.

مدیریت سرمایه در معامله گری

در این پنجره، در بخش Account Size، میزان پول داخل حساب خود را وارد کنید. Lot size را بر روی 1 گذاشته و عدد Risk را نیز طبق نظر خودتان تعیین کنید. در بخش entry price، نقطه ورود و در بخش stop level قیمت حد ضررتان را وارد کنید.

مدیریت سرمایه در معامله‌گری

بعد از کلیک بر روی OK این ابزار مدیریت پوزیشن بر روی چارت در جای درست خود قرار می‌گیرد. اکنون در بخش QTY می‌توانید ببینید که چه مقدار از آن ارز را باید وارد پوزیشن کنید.

مدیریت سرمایه در معامله‌گری

در اینجا گفته شده 11.364 عدد سولانا وارد کنید. حال این عدد را در قیمت سولانا ضرب کنید و میزان دلاری و در واقع حجم ورودی شما مشخص می‌شود.

با تکان دادن عدد استاپ خواهید دید که این مقدار تغییر می‌کند؛ زیرا در هر صورت باید نیم درصد از حساب شما در معرض ریسک قرار بگیرد.

ریوارد (Reward) چیست؟

اگر معامله در جهت مورد نظر شما حرکت کند؛ شما ریوارد دریافت می‌کنید. ریوارد دقیقا مقداری برابر با استاپ شما دارد؛ یعنی اگر استاپ شما بر روی سولانا 3 دلار باشد، و سولانا از 32 به 35 دلار برود، در واقع یک ریوارد دریافت کرده‌اید. حال اگر این مقدار به 6 دلار برسد؛ شما دو ریوارد در سود هستید.

در تصویر زیر ریوارد یک و دو را مشاهده کنید.

مدیریت سرمایه در معامله‌گری

خوب حال که با مفهوم ریسک و درک ریسک سرمایه‌گذاری ریوارد آشنا شدید؛ به مدیریت سرمایه بپردازیم. بهترین روش مدیریت سرمایه که زیاد در معرض خطر قرار نگیرید این است که در هر معامله نهایتا تا 2 درصد ریسک کنید و بعد از رسیدن قیمت به ریوارد 2 نیز، استاپ خود را به منطقه ورود آورده تا در صورت ادامه حرکت سود شما گسترش پیدا کرده و در صورت بازگشت قیمت، شما ضرری نکنید.

در هر صورت با استفاده از این مفاهیم می‌توانید با توجه به وین ریت و سبک تحلیلی و روحیات شخصی خودتان بهترین روش مدیریت سرمایه را برای خود طراحی کنید.

جمع‌بندی

در این مقاله در مورد نحوه مدیریت سرمایه در ارز دیجیتال صحبت کردیم و صرفا یک سری ایده‌ها و آموزش‌های ابتدایی را با شما در میان گذاشتیم؛ اما قطعا این خود شما هستید که می‌توانید بهترین سیستم را طراحی کنید؛ اما حتما این کار را انجام دهید؛ زیرا سود کردن و دوام آوردن در بازارهای مالی بدون مدیریت سرمایه امکان‌پذیر نیست.

شرکت هلدینگ چیست و چه تفاوتی با شرکت های سرمایه گذاری دارد؟

شرکت هلدینگ چیست؟ اداره شرکت هلدینگ چه تفاوتی با شرکت سرمایه گذاری دارد؟

شرکت هلدینگ (Holding Company) که گاهی در ایران – با کمی بی‌دقتی – به عنوان شرکت مادر هم شناخته می‌شود، اصطلاحی است که طی سال‌های اخیر در ادبیات مدیریتی و رسانه‌ای کشور بسیار رواج پیدا کرده است.

البته مفهوم هلدینگ و شرکت های هلدینگ به تازگی مطرح نشده و چندین دهه قدمت دارد. اما گسترش کسب و کارهای اینترنتی طی سال‌های اخیر و افزایش رغبت به سرمایه‌گذاری در استارت آپ‌ها باعث شده که هلدینگ‌های جوانِ بسیاری شکل بگیرند و این اصطلاح، به گفتگوهای روزمره هم راه پیدا کند.

جالب اینجاست که افراد بسیاری، هر مجموعه‌ای از فعالیت‌های متنوع را هلدینگ فرض می‌کنند. مثلاً بعید نیست پای صحبت یک دوست بنشینید و او بگوید: «اخیراً در شرکت خود کارهای مختلفی انجام می‌دهیم و می‌شود گفت به یک هلدینگ تبدیل شده‌ایم.»

منظور از شرکت سرمایه گذاری چیست؟

برای این‌که شرکت هلدینگ را به خوبی درک کنیم، لازم است ابتدا تعریف شرکت‌های سرمایه گذاری را بشناسیم. سپس به این موضوع بپردازیم که هلدینگ چه تفاوتی با یک شرکت سرمایه گذاری دارد.

تعریف شرکت سرمایه گذاری

شرکت سرمایه‌گذاری، یک بنگاه اقتصادی است که سرمایه‌ی خود را با هدف کسب سود، به خرید سهام شرکت‌ها، صندوق‌ها و سایر دارایی‌های سود‌ ده، اختصاص می‌دهد.

شرکت سرمایه‌گذاری بسته به ترجیحات سرمایه‌گذاران خود و میزان ریسک پذیری آن‌ها، سبد سرمایه گذاری (پورتفوی) خود را تشکیل داده و مدیریت می‌کند.

ویژگی مهم شرکت‌های سرمایه‌گذاری این است که هنگام خرید سهام شرکت‌ها تمایل ندارند به ساختار مدیریتی و جزئیات عملیاتی آن‌ها ورود کنند و صرفاً بر اساس ارزش سهام، سود سهام و آینده‌ی شرکت و سهام آن، تصمیم می‌گیرند که چه میزان از سبد سرمایه‌گذاری خود را به هر شرکت اختصاص دهند.

در شرکت درک ریسک سرمایه‌گذاری های سرمایه گذاری، بیش از هر چیز، اصول مدیریت پورتفولیو بر انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها حاکم است. به عبارت دیگر، این شرکت‌ها می‌کوشند ترکیبی از دارایی‌ها را تشکیل دهند که سود آن‌ها در مقایسه با ریسکی که متحمل می‌شوند، بهینه باشد.

بنابر این الزاماً قرار نیست سبد یک شرکت سرمایه‌ گذاری از نظر جنس دارایی‌ها یا جهت‌گیری استراتژیک، هم‌خوان باشند. چه بسا یک شرکت سرمایه گذاری، در کنار خرید سهام چند شرکت ساختمانی، سهم یک شرکت حوزه‌ی فناوری اطلاعات را هم خریداری کند و معتقد باشد که خریداری سهام شرکت‌های این حوزه، شاخص‌های کلی سود و ریسک آن‌ها را بهبود می‌بخشد.

البته با همه‌ی این توضیحات، بسیاری از شرکت های سرمایه گذاری ترجیح می‌دهند روی حوزه های تخصصی کار کنند و سرمایه‌ی خود را در حوزه‌های محدودی توزیع کنند، تا بتوانند تحلیل و سنجش وضعیت بازار را سریع‌تر و عمیق‌تر انجام دهند.

تعریف شرکت هلدینگ چیست؟

هلدینگ هم شرکتی است که سهام چند شرکت مختلف را می‌خرد و نگهداری می‌کند. اما هلدینگ‌ها با شرکت های سرمایه گذاری یک تفاوت مهم و کلیدی دارند:

تفاوت شرکت هلدینگ و شرکت سرمایه گذاری

هلدینگ‌ها بر خلاف شرکت های سرمایه گذاری، ادعای مدیریتی هم دارند و تمایل دارند با خریدن بخشی از سهام شرکت‌ها در تصمیم گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های داخلی آن‌ها ورود کنند.

اگر یک شرکت هلدینگ خودرو بخشی از سرمایه خود را به خرید سهام در یک شرکت خودروسازی اختصاص می‌دهد، قاعدتاً برنامه‌هایی برای مدیریت آن شرکت دارد یا معتقد است که اعمال نفوذ در سیاست‌های داخلی آن شرکت می‌تواند منافع اقتصادی هلدینگ را بیشتر و بهتر تأمین کند.

با این توضیحات می‌توان گفت یک شرکت هلدینگ خود را در حوزه‌ی فعالیت شرکت های سرمایه پذیر، صاحب‌نظر می‌داند.

هلدینگ‌ها چگونه شرکت‌های سرمایه‌پذیر را کنترل می‌کنند؟

وقتی یک هلدینگ، سهام قابل‌توجهی از یک شرکت را خریداری کند، می‌تواند از طریق انتخاب یک یا چند نفر از اعضای هیأت مدیره،‌ روی تصمیم‌های شرکت تأثیر بگذارد.

اما انتخاب عضو هیأت مدیره، صرفاً یکی از روش‌های کنترل و اعمال نفوذ است. هر شرکتی بسته به اساسنامه و چارت سازمانی خود، ارکان اداره‌کننده‌ی متعددی دارد و فرایند در اختیار گرفتن هر یک از این ارکان هم، شفاف و مشخص است.

بنابراین ممکن است یک هلدینگ، با مالکان یک شرکت مذاکره کرده و توافق‌نامه‌ای را تنظیم کند که بر اساس آن، به ازاء خرید بلوک مشخصی از سهام شرکت، اختیار تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری و حتی مدیریت عملیاتی بخشی از شرکت را در دست بگیرد.

نحوه‌ی ورود شرکت هلدینگ در اداره‌ی امور شرکت‌های زیرمجموعه، تابع قواعد مکانیکی و از پیش‌تعیین‌شده نیست و حد و حدود این دخالت‌ها، تابع شکل توافق (یا چارچوب‌های از پیش‌ تعریف شده‌ی شرکت سرمایه‌پذیر) است.

اما عرف این است که برای مشخص کردن قدرت هلدینگ، از دو اصطلاح نفوذ درک ریسک سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه و کنترل استفاده می‌کنند.

تفاوت نفوذ و کنترل

نفوذ قابل ملاحظه (به انگلیسی: Significant Influence) به معنای توانایی مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مربوط به سیاست‌های مالی و عملیاتی شرکت است.

اما کنترل به این معناست که اداره‌ی کامل سیاست‌های مالی و عملیاتی یک شرکت، در اختیار هلدینگ قرار می‌گیرد.

بنابراین می‌توانید حدس بزنید که برای کنترل یک شرکت، لازم است بلوک بزرگی از سهام آن خریداری شود.

ساختار هلدینگ چه مزیت‌هایی دارد؟

انگیزه‌های متنوعی برای استفاده از ساختار هلدینگ وجود دارد.

به عنوان مثال، ممکن است یک شرکت، به تدریج زیرمجموعه‌های متعددی تشکیل دهد یا بخش‌های مختلفی از آن، در قالب شخصیت‌های حقوقی مستقل، فعال شوند.

تأسیس یک شرکت به عنوان هلدینگ که سهام با نفوذ قابل ملاحظه (یا حتی کل سهام) شرکت‌های زیرمجموعه را در اختیار دارد، کمک می‌کند تا ضمن راهبری کلان کل مجموعه، زمینه برای شکل‌گیری چابکی مطلوب در زیرمجموعه‌ها هم فراهم شود.

چنین هلدینگ‌هایی از دل خود شرکت‌ها سر بر می‌آورند.

در این وضعیت، معمولاً شرکت هلدینگ، نگاه کلان‌تری به فعالیت‌های کل مجموعه دارد و می‌تواند در جابه‌جایی و تخصیص منابع، نگاهی سیستمی‌تر و استراتژیک‌تر داشته باشد.

شاید یکی از بهترین‌ نمونه‌های این نوع هلدینگ‌ها در سطح جهان، شرکت آلفابت باشد که در گوگل ریشه دارد؛ اما امروز مالک گوگل محسوب می‌شود و سایر فعالیت‌ها را هم در قالب شرکت‌های مستقل مدیریت می‌کند.

اما همیشه‌ی شرکت‌های هلدینگ به این شیوه شکل نمی‌گیرند. گاهی شرکت‌های بزرگ به خاطر اهمیت استراتژیک برخی کسب و کارها، با خرید سهام، کنترل مدیریتی آن شرکت‌ها را در اختیار می‌گیرند.

هم‌چنین هلدینگ‌های تخصصی هم وجود دارند که تا حدی به شرکت‌های سرمایه گذاری شبیه‌اند. آن‌ها در یک زمینه‌‌ی ویژه، دانش تخصصی دارند و اگر به نتیجه برسند که پتانسیل یک شرکت بالا و قدرت مدیریتی آن ضعیف است، آن را وارد هلدینگ خود می‌کنند و پس از ایجاد تحول در شرکت، سهام آن را واگذار می‌کنند.

البته ما به انگیزه‌های مشروع و اخلاقی و حرفه‌ای اشاره کردیم. اما فرار مالیاتی، جابجایی منابع مالی و پول‌های کثیف میان شرکت‌ها و نیز اخذ تسهیلات ویژه می‌توانند انگیزه‌های دیگری باشند که افرادی را به ثبت شرکت در قالب هلدینگ تشویق می‌کنند.

شرکت های هلدینگ در بازار بورس ایران

در حال حاضر شرکت‌های هلدینگ متعددی در بازار بورس کشور فعال هستند که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • توسعه سرمایه و صنعت غدیر
  • سرمایه گذاری دارویی تأمین
  • سرمایه گذاری صنایع پتروشیمی
  • گروه سرمایه گذاری سایپا
  • گسترش سرمایه گذاری ایران خودرو

فهرست کامل شرکت‌های هلدینگ پذیرفته شده در بورس را می‌توانید در سایت سازمان بورس ببینید.

البته واضح است که قرار نیست حتماً یک شرکت هلدینگ در بازار بورس فعال باشد. اما از آن‌جا که شرکت‌های بورسی ملزم به ارائه‌ی گزارش‌های شفاف‌سازی متعدد هستند، پیگیری گزارش‌های این نوع شرکت‌ها می‌تواند نقطه‌ی‌ آغاز خوبی برای آشنایی بیشتر با فضای هلدینگ‌ها باشد.

ضمناً می‌توانید با دانلود نمونه اساسنامه شرکت هلدینگ پیشنهادی سازمان بورس، کمی بیشتر با فضای این شرکت‌ها آشنا شوید:

معادل فارسی هلدینگ

بسته به این‌که در چه فضایی فعالیت کنید و اصطلاح هلدینگ را برای چه مخاطبی به کار ببرید، معادل فارسی آن می‌تواند متفاوت باشد.

مثلاً با مراجعه به سایت سازمان بورس می‌بینید که این شرکت، شرکت هلدینگ و شرکت مادر را به عنوان مترادف به‌کار برده است (+).

اما این را هم باید به خاطر داشته باشیم که برای شرکت مادر در زبان انگلیسی اصطلاحِ مستقلِ Parent Company وجود دارد و دقیق‌تر این است که شرکت مادر را برای مجموعه‌ای به کار ببریم که تقریباً تمام مالکیت شرکت زیرمجموعه را در اختیار دارد. در چنین حالتی، به شرکت زیرمجموعه‌ هم، شرکت تابعه یا Subsidiary Company گفته می‌شود.

ضمناً کسانی که اصطلاح شرکت مادر را به عنوان معادل هلدینگ به کار می‌برند، برای هلدینگ تخصصی هم از اصطلاح شرکت مادر تخصصی استفاده می‌کنند.

استراتژیست‌ها و علاقه‌مندان به مدیریت استراتژیک، گاهی از اصطلاح بنگاه (Firm) برای اشاره به هلدینگ‌هایی که کسب و کارهای متعدد را در اختیار دارند استفاده می‌کنند (در واقع Firm را مجموعه‌ای از Business‌ها در نظر می‌گیرند).

البته این را می‌دانیم که اقتصاد‌دان‌ها، بنگاه را به معنای بسیار گسترده‌تری به‌کار می‌برند و حتی کسب و کاری در مقیاس یک نانوایی کوچک را هم بنگاه اقتصادی در نظر می‌گیرند.

اما فراموش نکنید که همه‌ی این نام‌گذاری‌ها قراردادی هستند و معیارهای کاملاً عینی و صلب در این زمینه وجود ندارد. نه می‌توانیم بین نفوذ و کنترل مرز قطعی تعریف کنیم و نه میان سرمایه‌گذاری و هولدینگ.

چون حتی یک شرکت سرمایه‌گذاری که سهامش کمتر از نفوذ مستقیم در شرکت است، می‌‌تواند با مدیریت عرضه و تقاضای سهم یک شرکت، مدیران آن را تا حدی تحت فشار قرار دهد.

بگذریم از این‌که بسیاری از شرکت هایی که خود را شرکت سرمایه گذاری می‌نامند، واقعاً سهامی در حد هلدینگ و کنترل در شرکت‌های مختلف خریداری می‌کنند.

بنابراین بهترین روش این است که وقتی از این اصطلاحات استفاده می‌کنیم، به مخاطب بگوییم که چه تعریفی در ذهن داریم و آن‌ها را به چه معنایی به‌کار می‌بریم.

و البته به یاد داشته باشیم که هلدینگ همیشه به ساختاری متشکل از رابطه‌ی چند شخصیت حقوقی مستقل اشاره دارد و یک شرکت منفرد، هر چقدر هم که فعالیت‌های متنوعی را درون خود سامان داده باشد، نمی‌تواند خود را هلدینگ بنامد.

اگر به استراتژی و مدیریت استراتژیک علاقه‌مند هستید، می‌توانید در ادامه‌ی این بحث، درس سطوح مختلف استراتژی را بخوانید. از میان سه سطح استراتژی، سطح سوم یعنی Corporate Strategy (استراتژی شرکتی) به مسائل استراتژیک مورد توجه هلدینگ‌ها می‌پردازد.

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های کارآفرینی برای اعضای ویژه متمم امکان‌پذیر است.

صرف ریسک یک قلم دارایی چیست؟

صرف ریسک یک قلم دارایی چیست؟

هرچه ریسک سیستماتیک یک دارایی بیشتر باشد، مطلوبیت و ارزش آن دارایی کمتر خواهد شد. در واقع وجود ضریب بتای بالای دارایی بیانگر ریسک سیستماتیک بالای آن دارایی است. این مسئله توسط الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای مطرح می شود اما ضعف این الگو تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ را به وجود آورد.

به گزارش خبرنگار ایمنا، سه مقوله پول، ارز و بانکداری از جمله مهم‌ترین مباحث موجود در علم اقتصاد است که فهم آن در دنیای امروز یکی از نیازهای بشر محسوب می‌شود. در همین راستا، فردریک میشکین، یکی از سرشناس‌ترین اقتصاددانان آمریکایی، کتابی را به رشته تحریر درآورده که به کوشش علی جهانخانی و علی پارسائیان به فارسی برگردانده شده است و بخشی از مناسب‌ترین مطالب آن را در سلسله خلاصه کتاب‌های اقتصادی بیان خواهیم کرد.

الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای

پیشتر بیان شد که هرچه ریسک سیستماتیک یک دارایی بیشتر باشد، مطلوبیت و ارزش آن دارایی کمتر خواهد شد. درک این مسئله می‌تواند به ما در درک الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای کمک کند. این الگو به وسیله ویلیام شارپ جان لیتنر و جک ترینر ارائه شد و از آن نظر مفید است که می‌تواند صرف ریسک یک قلم دارایی را توجیه نماید. مقصود از صرف ریسک تفاوت بین بازده مورد انتظار دارایی و نرخ بهره بدون ریسک است. نرخ بهره بدون ریسک نیز خود در واقع نرخ بازده اوراق بدون ریسک است.

اگر ضریب بتای یک دارایی بالا باشد، بدان معنی است که ریسک سیستماتیک آن زیاد است و در نتیجه کمتر مورد تقاضای سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. بنابراین، زمانی سرمایه‌گذاران علاقه به نگهداری این نوع دارایی خواهند داشت که بازده مورد انتظار آن بالا باشد و این درست همان چیزی است که الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای ارائه می‌کند.

این الگو، الگوی معقولی محسوب می‌شود زیرا برای یک دارایی با ضریب بتای صفر (بدون ریسک سیستماتیک)، صرف ریسک برابر با صفر را در نظر می‌گیرند. اگر بتا برابر با یک باشد، بدین معنی است که ریسک سیستماتیک آن همانند ریسک مربوط به بازار است.

با این حال اگرچه این امر که الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای در دنیای واقعی نیز کاربرد دارد، اثبات شده است اما ضعف آن در این است که فرض می‌کند تنها یک ریسک سیستماتیک وجود دارد. همین ضعف در ادامه منتهی به ارائه تئوری دیگری به نام تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ به وسیله استیفن راس از دانشگاه ییل شد.

این تئوری مبتنی بر چندین عامل ریسک بوده و بر اساس آن نمی‌توان همه آن‌ها از طریق تنوع بخشیدن به دارایی‌ها را از بین برد. این منابع ریسک به عوامل اقتصادی مثل تورم و تولید کل ارتباط دارند. در واقع در عوض محاسبه یک بتای منحصر درک ریسک سرمایه‌گذاری به فرد، از چندین ضریب بتا استفاده می‌شود. هر یک از ضرایب بتا نشان دهنده درجه حساسیت دارایی نسبت به هر یک از عوامل سیستم اقتصادی است.

تئوری قیمت‌گذاری آربیتراژ بیانگر این است که صرف ریسک هر دارایی با صرف ریسک هر عامل ارتباط دارد و اگر حساسیت آن نسبت به هریک از عوامل افزایش پیدا کند، صرف ریسک آن نیز افزایش پیدا می‌کند.

البته هنوز هم نمی‌توان به صورت قطعی مدعی شد که کدامیک از این تئوری‌ها می‌توانند صرف ریسک دارایی‌ها را بهتر توجیه کند. هر دو نظریه بیان کننده این مطلب است؛ در صورتی که ریسک سیستماتیک افزایش پیدا کند، صرف ریسک نیز بیشتر خواهد شد بنابراین برای توجیه صرف ریسک دارایی‌ها می‌توان از هر دو الگو استفاده کرد.

مازاد عرضه و تقاضا چیست؟

درک عوامل تاثیرگذار بر تصمیمات سرمایه‌گذار، مقدمه نحوه قیمت‌گذاری دارایی‌هایی مانند اوراق قرضه است. برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار، در گام نخست باید استفاده از تئوری تقاضای دارایی، به یک منحنی تقاضا دست یابیم. این منحنی در صورتی که سایر متغیرهای اقتصادی ثابت نگه داشته شوند، رابطه میان تقاضا و قیمت را نشان خواهد داد.

بازده اوراق قرضه به طور قطع مشخص و برابر با نرخ بازده تا سررسید آن است. بنابراین نرخ بازده مورد انتظار این اوراق از تقسیم تفاضل ارزش اسمی اوراق قرضه بدون بهره و قیمت خرید اوراق قرضه بدون بهره بر قیمت خرید اوراق قرضه بدون بهره به دست می‌آید.

گام بعدی، رسم منحنی عرضه است که رابطه میان عرضه و قیمت اوراق بهادار را نشان می‌دهد. پایه و اساس منحنی تقاضایی که بیان شد، ثابت ماندن سایر متغیرهای اقتصادی به جز قیمت ورقه قرضه و نرخ بهره است. برای رسم منحنی عرضه نیز از همین مفروضات و شرایط مشابه استفاده می‌شود.

پس از این دو، به بیان تعادل در بازار پرداخته می‌شود. در علم اقتصاد، قیمت تعادلی زمانی به وجود می‌آید که مقداری را که مردم مایل به خرید هستند یا همان تقاضا، با مقداری که مردم متمایل به فروش هستند یا همان عرضه، برابر شود. در بازار اوراق قرضه، این وضع زمانی به وجود می‌آید که مقدار اوراق قرضه مورد تقاضا و اوراق قرضه عرضه شده، برابر شوند. با رسم نمودار عرضه و تقاضا، به نقطه‌ای برخورد خواهیم کرد که مقدار عرضه و تقاضا برابر بوده و بنابراین این نقطه همان نقطه تعادلی محسوب می‌شود. بر اساس همین نقطه، قیمت و نرخ بهره تعادلی مشخص می‌شود.

آگاهی یافتن و درک مفاهیم تعادل بازار، قیمت یا نرخ بهره تعادلی از آن نظر اهمیت دارد که بازار همواره به این سمت تمایل دارد. در صورتی که مقدار اوراق قرضه عرضه شده بیش از تقاضای موجود باشد، وضعیتی پدید می‌آید که به آن مازاد عرضه گفته می‌شود زیرا مردم بیشتر به فروش تمایل دارند و کمتر کسی خریدار آن اوراق است. این وضعیت تا رسیدن به قیمت اوراق به قیمت تعادلی ادامه خواهد داشت.

این مسئله درباره تقاضا نیز صادق است. در صورتی که قیمت اوراق بهادار به کمتر از قیمت تعادلی خود برسد، مقدار تقاضا به دلیل افزایش تمایل مردم به خرید این اوراق افزایش پیدا می‌کند و اصطلاحا با پدیده مازاد تقاضا مواجه می‌شویم.

درس مدیریت سرمایه گذاری و ریسک در گروه فنی مهندسی، درس تخصصي گرايش مالي با ضريب ۴ و در ساير گرايش‌ها با ضريب صفر است که مباحث آن مرتبط با ماهيت سرمايه‌گذاري، ابزارهاي مالي، مفاهيم ريسك و بازده ، بازارهاي اوراق بهادار و نحوه‌ی ارتباط میان آن‌هاست.

پس از جداشدن‌ آزمون کارشناسی ارشد مدیریت مالي و بازرگاني از سال ۸۸ ، درس مدیریت سرمایه گذاری و ریسک در گروه فنی مهندسی به عنوان درس تخصصي گرايش مدیریت مالي مطرح شد.

اين درس به داوطلبان کمک می‌کند تا بتوانند با مفاهيم سرمايه گذاري بازده و ريسك آشنا شده و از روش‌هاي سرمايه‌گذاري و تجزيه و تحليل اوراق بهادار استفاده کنند.

توجه: درس مدیریت سرمایه گذاری و ریسک در گروه فنی مهندسی نسبت به سایر دروس مدیریت کمی مشکل‌تر بوده و باید با دقت بیشتر، مطالعه شود.

مدیریت ریسک سازمان به عنوان یک مبحث مدیریتی جدید و راهبردی حدود دو دهه است که در شرکت‌های مشاوره و حسابرسی کاربرد داشته و جزء خدمات پرفروش آن‌ها به حساب می‌آید.

این مبحث به عنوان یک مقوله کلیدی مدیریت در دانشگاه‌های دنیا نیز ارائه می‌گردد.

در این درس اهمیت راهبردی مدیریت ریسک سازمان با مثال‌های مختلف بومی و بین المللی در صنایع مختلف توضیح داده شده و سپس با توجه به تعاریف ریسک و عدم قطعیت، چالش‌های پیش رو بررسی می‌شوند.

نگاهی به آزمون کارشناسی ارشد مدیریت ۱۳۹۵

در کنکور ۱۳۹۵ سؤالات درس مدیریت سرمایه گذاری و ریسک در گروه فنی مهندسی مشابه با سؤالات کنکور سال۹۴ و تا حدودی ساده‌تر طرح شده بودند.

موضوعاتی که در این آزمون مورد پرسش قرار گرفته از نظر محتوایی پیچیدگی خاصی نداشته و صرفاً دقت و عمق درک مطالب داوطلبان در پاسخگویی به آنها ملاک بوده است.

حیطه‌ی سؤالات در چهار الی پنج مبحث عمده طبقه‌بندی شده و دارای پراکندگی خاصی نبوده است.

از کلیه‌ی مباحث درس کتب مهندسی مالی ۵ سؤال طرح گردیده و در مباحث سرمایه‌گذاری اکثر سؤالات حول مدل‌های تعادلی و مدل‌های عاملی است که هم به صورت محاسباتی و هم مفهومی مدنظر بوده است.

نکته جالب این آزمون درنظر گرفتن دو گزینه‌ی صحیح برای سؤال ۲۱۱ (گزینه‌ی «۲» و «۴») از سوی سازمان سنجش بود.
در این آزمون عموم سؤالات از مباحث اولیه‌ی سرمایه‌گذاری بوده و داوطلبان می‌توانستند با مشاهده‌ی فیلم آموزشی مدیریت ریسک و سرمایه گذاری راه دکتری با تدریس استثنایی استاد محمدگرجی آرا که عمده‌ی قسمت‌ها را پوشش می‌داد به راحتی به سؤالات پاسخ دهند.

پکیج مدیریت برای گرایش های مدیریت مالی و مالی(ارشد)

پکیج مدیریت برای گرایش مدیریت مالی (ارشد)

همچنین به شما پیشنهاد می کنیم چند دقیقه از فیلم این محصول آموزشی را در صفحه مدیریت ریسک و سرمایه گذاری به صورت رایگان مشاهده فرمایید.

آزمون کارشناسی ارشد مدیریت ۱۳۹۶

در مجموع سؤالات درس مدیریت سرمایه گذاری و ریسک در گروه فنی مهندسی سال ۹۶ از درجه سختی متوسطی برخوردار بود؛ داوطلبان با کمی دقت و تماشای مجموعه آموزشی استاد گرجی آرا به راحتی می‌توانستند به بیش از ۷۵ درصد سؤالات این آزمون پاسخ دهند.

همانند سالیان گذشته در این درس یک سری سؤالات دشوار و وقت‌گیر نیز طرح شده بود؛

درصورتی که داوطلبان توجه لازم و کافی را به نوع سؤالات نداشتند، در دام این‌گونه سؤالات افتاده و زمان بسیاری را از دست می‌دادند…

بر اساس دفترچه سال ۹۷ ، ضرایب این درس در هر یک از گرایش‌های کنکور ارشد مجموعه مدیریت، برای آشنایی داوطلبان عزیز آورده شده است:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.